مرکز اندیشه ی انسان ، آینه ی خداست

مرکز اندیشه ی انسان ، آینه ی خداست

 

ذهن و اندیشه ی انسان شبیه « آینه » است .  هر شی ء در برابر آینه قرار گیرد ، صورت آن شی ء در آینه آشکار می شود . آینه ی ذهن و اندیشه ی انسان « فارغ از هر شیئی » که در برابرش قرار می گیرد ، « بسیط » است. و این امر ، بدیهی است. یعنی؛ هر انسان با اندیشه به مرکز اندیشه ی خود ، به طور فطری و ذوقی و خودآگاه می یابد که « وحدت » دارد . پس؛ جزء و دوّم ندارد . در نتیجه؛ می توان  « اوّل » و همچنین « آخر » نامید. گفته شد که اندیشه ی انسان به اندیشه ی خود ذوقی و بدیهی است، پس؛ لاجرم می توان « ظاهر » یعنی آشکار و هم می توان « باطن» یعنی؛ پنهان ، نامید. یعنی؛ چیزی نیست که انسان را از «آشکار » بودن فکر و اندیشه ی خود « پنهان »کند ، و  ..........؟......... ، پنهان بودنش را آشکار کند!          

 

مولانا :  « هر که گوید کو قیامت ای صنم * خویش بنما گو قیامت نک منم  »

 

... ادامه دارد

 

{ اندیشمندان جواب بدهند }

معمّا : عبارتی که در متن بالا حذف شده و به جای نقطه چین قرار می گیرد ، چیست؟!

 

بحث فوق ، ادامه دارد ، دوستان! اگر نقصی و یا ابهامی در قضایای منطقی موجود در نوشته ی بالا می یابند ، با ما در میان بگذارند .

 

مطلب مرتبط:

بعد از خدا بزرگ تویی، یا محمّد (ص)

غیب های پنجگانه

 غیب های پنجگانه

  آیا زمان وقوع قیامت را کسی نمی داند؟!

لسان الغیب حافظ :

 مصلحت نیست که   از   پرده    برون افتد   راز

ور نه در مجلس رندان خبری نیست که نیست

قرآن : إِنَّ اللَّهَ عِندَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَيُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْأَرْحَامِ وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ مَّاذَا تَكْسِبُ غَدًا وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ ﴿۳۴﴾

در حقيقت ‏خداست كه علم [به] قيامت نزد اوست و باران را فرو مى‏ فرستد و آنچه را كه در رحم هاست مى ‏داند و كسى نمى ‏داند فردا چه به دست مى ‏آورد و كسى نمى ‏داند در كدامين سرزمين مى ‏ميرد در حقيقت ‏خداست [كه] داناى آگاه است (۳۴)

آیا این آیه دلالت دارد بر اینکه علم بر آن پنج مورد مختص الله متعال است ، به طوری که غیر از او کسی آن را نمی داند؟! حق این است که نه تنها علم به این امور پنجگانه بلکه به هر امر غیبی ، به طور استقلالی ، خاص خداست ولی مانعی ندارد که خداوند ، علم به آن امور غیبی را به هر کسی که بخواهد از انبیا و اولیای الهی عطا کند .

و لایحیطون بشی ء من علمه الا بما شاء { به چیزی از علم او (خدا) ، جز آنچه بخواهد احاطه ندارند}

 

عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا ﴿۲۶﴾ إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا ﴿۲۷﴾ ( سورة الجن )

داناى نهان است و كسى را بر غيب خود آگاه نمى‏كند (۲۶)جز پيامبرى را كه از او خشنود باشد كه [در اين صورت] براى او از پيش رو و از پشت‏سرش نگاهبانانى بر خواهد گماشت (۲۷) { سورة الجن}

 

۱. علامه تفتازانی در شرح مقاصد " که این کتاب از امهات کتب اصول دین در نزد اهل سنت و جماعت است " : استدلال معتزله به آیه شریفه « فلایظهر علی غیبه احدا الا من ارتضی من رسول » مبنی بر نفی کرامات اولیای الهی رد کرده است - معتزله امور خارق العاده را به انبیای الهی اختصاص می دهند - و می نویسد:

 

جواب این است که غیب در اینجا { آیه ی فوق الذکر} برای عموم نیست بلکه مطلق یا معین است که به قرینه سیاق آیه وقت واقع شدن قیامت است و بعید نیست که بعضی رسولان از ملائکه یا بشر بر آن اطلاع داشته باشند . { مکتبه شامله : الجواب ... ولا يبعد أن يطلع عليه بعض الرسل من الملائكة أو البشر – شرح المقاصد الجزء2 صفحه 205 فی السمعیات فصل فی النبوه }

 

۲. علامه جلال الدین سیوطی در خصایص الکبری : بعضی از اینان قائل اند که پیامبر ص علم به امور پنجگانه و علم وقت واقع شدن قیامت و شناخت روح نیز عطا شده است و لکن امر شده که این علم را از دیگران کتمان ( پنهان ) نماید . ( الخصایص الکبری 2 / 195)

علامه زرقانی مالکی شرح المواهب اللدنیه : وقد أعلمه الله تعالى ما عدا مفاتيح الغيب الخمسة، وقيل: حتى هـ وأمره بكتمها؛ كما في الخصائص " ( مکتبه شامله جستجو شود.)

 

 ۳) فیض القدیر شرح جامع الصغیر (علامه مناوی) (مکتبه شامله) : (خمس لا يعلمهن إلا الله) على وجه الإحاطة والشمول كليا وجزيئا فلا ينافيه ...

 ترجمه: پنج امر است که فقط خدا آن را می داند به طوری که احاطه و علم کلی و جزیی به آنها دارد و این منافاتی ندارد که خداوند بعضی افراد خاص خود را بر بسیاری از امور غیبی حتی از این امور پنج گانه { قیامت ، و ...} مطلع گرداند چون اینان امور جزیی هستند و انکار کردن آن توسط معتزله انکاری از روی ستیزه جویی است.

 

۴. فتح الباری و عمده القاری : قَالَ الْقُرْطُبِيّ : لَا مَطْمَع لِأَحَدٍ فِي عِلْم شَيْء مِنْ هَذِهِ الْأُمُور الْخَمْسَة لِهَذَا الْحَدِيث ، وَقَدْ فَسَّرَ النَّبِيّ صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَوْل اللَّه تَعَالَى ( وَعِنْده مَفَاتِح الْغَيْب لَا يَعْلَمهَا إِلَّا هُوَ ) بِهَذِهِ الْخَمْس وَهُوَ فِي الصَّحِيح . قَالَ : فَمَنْ اِدَّعَى عِلْم شَيْء مِنْهَا غَيْر مُسْنِده إِلَى رَسُول اللَّه صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ كَانَ كَاذِبًا فِي دَعْوَاهُ . ( مکتبه شامله)

 

+++ شناخت روح از دیدگاه امام فخرالدین رازی : وثالثها : أن مسألة الروح يعرفها أصاغر الفلاسفة وأراذل المتكلمين فلو قال الرسول صلى الله عليه وسلم إني لا أعرفها لأورث ذلك ما يوجب التحقير والتنفير... { طلاب عزیز مکتبه شامله جستجو فرمایید}

 

۵. اشعه اللمعات شرح مشکاة المصابیح ، جلد اول ص 333 شیخ عبدالحق محدّث دهلوی : { در ترجمه و شرح حدیث}: فعلمت ما فی السموات و الارض پس دانستم هر چه در آسمان ها و هر چه در زمین بود. عبارت است از حصول تمامه علوم جزوی و کلّی و احاطه آن. خواند آن حضرت ص مناسب این حال و به قصد استشهاد بر امکان آن این آیت را که : و کذلک نری ابراهیم ملکوت السموت و الارض و همچنین نمودیم ابراهیم خلیل الله علیه الصلوة و السلام را ملک عظیم تمامه آسمان ها را و زمین را ... { بخشی از این مطلب در حاشیه النبراس ص 574 نقل شده است }

گرچه زمینه ی بحث وسیع بود ولی اینک به همین اندازه بسنده شد.

حاضر و ناظر

حاضر و ناظر بودن انسان کامل

و پاسخ به یک سوال پایه ای و تکان دهنده

روی ادامه مطلب کلیک کن:

ادامه نوشته

دکتر بهاء الدین محمدیان ...

 دکتر بهاء الدین محمدیان ...

اخیراً خبری در اینترنت منتشر که دکتر بهاء الدین محمدیان از شهرستان گنبد کاوس ( ساکن روستای چنارلی ) به داعش پیوست ، و ویدیویی از اظهارات ایشان در نت موجود است ، 

این دکتر بخت برگشته ، مدّعی می شود که اهل طریقت مبتلا به شرک در اسماء الهی است!

 

جواب : برادران و خواهران ترکمن همانطور که می دانید و اگر دیده باشید در قرآن چاپ پاکستانی که در هر یک از خانه های ما ترکمنان در منطقه ی ترکمن صحرا پیدا می شود ، در دو صفحه ی اوّل آن قرآن پاکستانی اسماء الله (جلّ جلاله) ، و در دو صفحه ی آخر اسماء النبی ( صلّی الله علیه و سلّم ) گنجانده شده است  از اسماء الهی است « الاوّل ، الآخر ، الظاهر و الباطن » (جلّ جلاله) . حالا جالب است بدانید از اسماء النبی ( صلّی الله علیه و سلّم ) هم شمرده شده است : « اوّل ، آخر ، ظاهر و باطن » ( صلّی الله علیه و سلّم ) ، آیا می دانید وجه تسمیه ی حضرت رسول ( صلّی الله علیه و سلّم ) به آن اسم ها چیست؟!

 

* اسماء الرسول صلّی الله علیه و آله و سلّم *

 

اوّل ، آخر ، ظاهر و باطن از نام های مبارک رسول اعظم اسلام (ص) است. محدّث، مورّخ، سیرت نگار و شارح صحیح بخاری « امام قسطلانی » در « المواهب اللدنیه » می نویسد: حضرت محمد (ص) اوّل است. یعنی او اوّلین پیامبران است از جهت آفرینش ..... حضرت محمّد(ص) آخر است ، در بعثت و برانگیخته شدن برای نبوّت. حضرت محمد (ص) ظاهر است، زیرا ظهور او بر همه ی ظواهر غلبه دارد و بر همه ی ادیان، دین او غالب است. و او ، بر وجود همه ی ظهورات [جز خدا] چیره دارد.

علّامه زرقانی در شرح المواهب اللدنیه می نویسد:

والظهور العلو والغلبة و قيل معناه الجلي الواضح الذي لا يخفى على عاقل ظهوره. ظهور برتری و غلبه است ، گفته شده معنای ظاهر، یعنی ؛ آشکار و واضح است که پوشیده نیست بر عاقل و درک کننده ، ظهور او (ص) .

أما " الباطن" فهو المطّلع على بواطن الأمور بواسطة ما يوحيه الله تعالى إليه.

حضرت محمد (ص) ، باطن است یعنی او مطّلع و آگاه است بر باطن پدیده ها به واسطه ی آنچه خداوند او را آگاه می سازد.

 

اینجا را بخوانید: روی لینک زیر کلیک کن

بعد از خدا بزرگ تویی، یا محمّد (ص)

++

خبر پیوستن دکتر بهاء الدین محمدیان به داعش