جُربذه

 

 جُربذه  

 

1- دبیر عربی گفت: بچّه های خوب! جلسه ی آینده از پنج درس اوّل ، امتحان کتبی می گیرم ، اونایی که موافقن دس بُُلَن کنن لطفن؟! چار ، پنج نفری دس بلن کردن و تعدادی هم مانده بودن چی کار کنن، و نفرات آخر کلاس هم پشت سر جلویی پنهان شده، می گفتن: بچّه ها دست بُلَن نکنین ما حوصله ی امتحان نداریم ... دبیر عربی گفت : اوووووه ، اینا رو باش ، من عشقم کشید میگیرم ، نکشید نمی گیرم ، شما از خداتونه من ، امتحان بگیرم ... 

دبیر عربی ادامه داد: أین المفرّ ، کجا فرار می کنی تو؟!

جُربذه نداری که تو ، 

فقط داری قد می کشی ، دیگر هیچ. نماز هم که نمیخانی، در زندگی ات برکت نیست، افزایش نیست ... 

 

2- من و تو برادریم مثلن ، ببین ، « الیس الله بکاف عبده » با « توسّل » منافات ندارد. حالا چقدر جُربذه نشون میدی تو ؛ مفسّرین سلف و خلف را زیر سوال می بری تو ؟! 

 

3- مدّتی برام سوال بود که چرا امام ربّانی، کمالات نبوّت را شامل حال عرفا و اولیای الهی می گوید. تا اینکه یادم آمد آن روایتی که حضرت رسول (ص) می فرماید: لَوْ كَانَ بَعْدِي نَبِيٌّ لَكَانَ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ . { اگر بعد از من پیغمبری می آمد ؛  آن کس عمر پسر خطّاب بود. (ترمذی و طبرانی و ... )...

تصویر جلد کتاب مکتوبات امام ربانی ؛ تصحيح ايوب گنجی ، انتشارات صدیقی زاهدان

__________________

 

  جمعه ۱ اسفند۱۳۹۳ ساعت: 20:57 توسط:الیس الله بکاف عبده ؟؟ (نعم أو لا)
سلام علیک استاد بزرگوار؛ از تفسیر رازی در تفسیر قسمت اخیر آیه" الیس الله بکاف عبده ..." :
ويخوفونك بالذين من دونه يعني لما ثبت أن الله كاف عبده كان التخويف بغير الله عبثا وباطلا، قرأ أكثر القراء (عبده) بلفظ الواحد وهو اختيار أبي عبيدة لأنه قال له: ويخوفونك
روي أن قريشا قالت للنبي صلى الله عليه وسلم: إنا نخاف أن تخبلك آلهتنا، فأنزل الله تعالى هذه الآية،
وقرأ جماعة: عباده بلفظ الجميع قيل المراد بالعباد الأنبياء فإن نوحا كفاه الغرق، وإبراهيم النار، ويونس بالإنجاء مما وقع له، فهو تعالى كافيك يا محمد كما كفى هؤلاء الرسل قبلك، وقيل أمم الأنبياء قصدوهم بالسوء لقوله تعالى: وهمت كل أمة برسولهم [غافر: 5] وكفاهم الله شر من عاداهم.
چرا ما مانند مصطفی صلوات الله علیه و آله و صحبه و رسولان قبل از او (درود الله بر همه آّنها باد) نباشیم ؟؟
1- چرا زود عصبانی میشوید ما فقط نظر دادیم 2- بغیر از این کامنت تعداد زیاد دیگری گذاشتیم چرا تأیید نکردید (گلایه)؟!! حتماً جوابتان این است که اگر گلایه نگذاشتن کامنتهایمان را داریم خودمون بریم و وبلاگ بسازیم؟! ما مهمونتون هستیم استاد ،، مهمان نوازی کنید
بهر حال از شما ممنونم ... وفقک الله

پاسخ: و علیک السلام . جناب مهمان به هر دو سوال ما جواب داری یا نه؟
1) شما از این عبارت: ((( « الیس الله بکاف عبده » با « توسّل » منافات ندارد. ))) چی می فهمید؟!
2) حالا آن عبارت مفسر ((وكفاهم الله شر من عاداهم. )) را با حادثه ی آسیب دیدن دندان مبارک حضرت رسول (ص) اگه تونستی تطبیق بدی؟!

بعد از خدا بزرگ تویی، یا محمّد (ص)

 

 بعد از خدا بزرگ تویی، یا محمّد (ص) 

 

   

1- استاد فقید، عالم شریعت و طریقت ، نظر آخوند ماهری علیه الرحمه می نویسد: « لولاه لما وجدنا اذ هو اصل کلّ شی ء » یعنی ؛ اگر او (ص) نبود ،  ما به وجود نمی آمدیم؛  زیرا او اصل هر شی ء است . « فلا بدّ من رعایة الآداب و ان یحترم النبیّ صل الله علیه و سلّم غایة الاحترام و ان یری کانّه حیّ ینظر الینا » یعنی ؛ لازم است ادب ها را رعایت کردن و احترام گذاشتن بر نبی علیه السلام نهایت احترام را و بداند او را مثل زنده ، نگاه می کند بر ما. [مناظره دینی عبدالقادر آخوند داغستانی و نظر آخوند ماهری ص63 و ص 65] 

 

      

شیخ سعدی علیه الرحمه در بوستان می فرماید: 

تو اصل وجود آمدی از نخست ...... دگر هرچه موجود شد فرع تُست 

حضرت امام اعظم ابوحنیفه رحمه الله علیه ، خطاب به رسول خدا محمد مصطفی (ص) اینگونه می سراید: 

یا مالكي كن شافعي من فاقتي ..... إني فقيــــــر في الورى لغناكا 

یا اکرم الثقلین یا کنـــــز الوری ..... جد لی بجودک و ارضنی برضاکا

انا طامع بالجود منک لم یکــن ..... لابی حنیفة فی الانام ســــواکا

ای مالکم [ ای رسول خدا (ص) ] ( اسناد مجازی است) ، شفاعت‌کننده ی من باش. حقیقتاً من در میان خلق محتاج غنای تو هستم. ای بزرگوارترین جن و انس، ای خزانه مخلوق، بر من کرم و بخشش کن و از رضای خود مرا راضی کن. من امید به بخشش تو دارم و بدون بخشش تو، ابوحنیفه در میان خلق کسی را ندارد. [ استاد عبدالرحمن آخوند تنگلی: لزوم الاقتصاد فی العمل و الاعتقاد ص 18 به نقل از القصیده النعمانیه ص  86]

2- اوّل ، آخر ، ظاهر و باطن از نام های مبارک رسول اعظم اسلام (ص) است. محدّث، مورّخ، سیرت نگار و  شارح صحیح بخاری « امام قسطلانی » در « المواهب اللدنیه » می نویسد: حضرت محمد (ص) اوّل است. یعنی او اوّلین پیامبران است از جهت آفرینش ..... حضرت محمّد(ص) آخر است ، در بعثت و برانگیخته شدن برای نبوّت.  حضرت محمد (ص) ظاهر است، زیرا ظهور او  بر همه ی ظواهر غلبه دارد و بر همه ی ادیان، دین او غالب است. و او ، بر وجود همه ی ظهورات [جز خدا] چیره دارد.

علّامه زرقانی در شرح المواهب اللدنیه می نویسد:

والظهور العلو والغلبة و قيل معناه الجلي الواضح الذي لا يخفى على عاقل ظهوره. ظهور برتری و غلبه است ، گفته شده معنای ظاهر، یعنی ؛ آشکار و واضح است که پوشیده نیست بر عاقل و درک کننده ، ظهور او (ص) .

أما " الباطن" فهو المطّلع على بواطن الأمور بواسطة ما يوحيه الله تعالى إليه.

حضرت محمد (ص) ، باطن است یعنی او مطّلع و آگاه است بر باطن پدیده ها به واسطه ی آنچه خداوند او را آگاه می سازد.

 

3- حقيقت محمّدي - ص- كه ظهور اوّل است و حقيقة الحقايق است، به آن معني كه حقايق ديگر، چه حقايق انبياء كرام و چه حقايق ملائكه ي عظام، كالظلال (مانند سايه ها ) اند مر او (ص) را ، او (ص) اصل حقايق است. قال(ص):اوّل ما خلق الله نوري. و قال ( ص) : خُلِقْتُ من نورالله و المومنون مِنْ نوري. پس ناچار ، آن حقيقت واسطه بود در ميان ساير حقايق و در ميان حق - جلّ و علا - و وصول به مطلوب، احدي را بي توسّط او (ص) محال باشد. فهو نبيّ الانبياء و المرسلين و ارساله رحمة للعالمين - عليه و عليهم الصلوات و التسليمات. [ مكتوبات امام رباني ملقب به مجدد الف ثاني ، جلد سوم مكتوب 122 ، ص 690]

 

4- رسول خدا (ص) فرمود : چیزی نیست که آن را نبینم ، حتی بهشت و جهنم را از این مکان می بینم. مَا مِنْ شَيْءٍ لَمْ أَكُنْ أُرِيتُهُ إِلَّا قَدْ رَأَيْتُهُ فِي مَقَامِي هَذَا حَتَّى الْجَنَّةَ وَالنَّارَ . [صحیح بخاری]

 

 رسول خدا (ص) فرمود: من پیشی گیرنده و راهگشای شمايم و بر شما گواهم و قسم بخدا به حوض ام ، هم اکنون می نگرم و به من کليدهای گنجينه های زمينی يا کليدهای زمين داده شده است. إنِّي فَرطٌ لَكُمْ وأنَا شَهِيدٌ علَيْكُم، وَإنِّي واللَّه لأنْظُرُ إلَى حَوْضِي الآن، وإنِّي أُعْطِيتُ مَفَاتِيحَ خَزَائِن الأرض، أوْ مَفَاتِيحَ الأرْض. [صحیح بخاری]

5- استاد عبدالرحمن آخوند تنگلی می نویسد ( برگردان به فارسی): « حدیث شریف وارد شده است : ما من مسلم یسلّم علی الّا ردّ الله علیّ روحی حتّی اردّ علیه السلام . رسول گرامی اسلام ( ص) فرمود: هر مسلمانی که بر من سلام دهد ، خداوند روحم را به من باز می گرداند و من جواب سلام او را برمی گردانم. خاتمه ی مفسّرین اسماعیل حقّی در تفسیر روح البیان می نویسد: بر اساس آن حدیث ، حضرت رسول (ص) در عالم برزخ حیات دارند و چون در طول شبانه روز، هیچ زمانی ، از سلام دهندگان به حضرت رسول (ص) ، خالی نیست ، و آنچه حضرت رسول (ص) می فرماید روحم به من بازگردانده می شود، به این معناست که خداوند حواس و درک و سمع و کلام من را باقی گذاشته است و به طور کلی درک و فهم روحانیت محمدی زایل نمی شود، زیرا او (ص) جان جهان است و در جهان او غیبت ندارد ». [ استا د تنگلی - میزان الاعتدال جلد چهارم ص 185 و184]

 

استاد تنگلی می نویسد: خداوند متعال در کلام مقدّس خود می فرماید: انّا ارسلناک شاهدا و مبشرا و نذیرا. محققا ما تو را ( ای پیامبر «ص» ) فرستاده ایم شاهد بر اعمال امّت و بشارت دهنده بهشت و ترساننده از جهنّم باشی . [ میزان الاعتدال جلد چهارم ص 185]

 

6- تفسیر روح المعانی (تفسیر سوره احزاب / الجزء 11صفحه 223): و بعضی از صوفیه گفتند: خداوند حضرت رسول (ص) را بر اعمال امّت آگاه می سازد به همین جهت خداوند ، پیامبر(ص) را « شاهد » نامید. و أشار بعض السادة الصوفية إلى أن اللّه تعالى قد أطلعه صلّى اللّه عليه وسلم على أعمال العباد فنظر إليها ولذلك أطلق عليه عليه الصلاة والسلام شاهد. قال مولانا جلال الدين الرومي قدس سره العزيز في مثنويه :

در نظــــــر بودش مقامات العبـــــــاد

زان سبب نامش خدا  «شاهد»  نهاد

7- علّامه جلال الدین سیوطی می فرماید: الرجل الکبیر یملأ الکون. مرد بزرگ و عارف کامل کائنات را آکنده می سازد. الحاوی للفتاوی (السیوطی) { الجزء الثانی صفحه 252}. تفسیر جلالین از تألیفات علامه سیوطی است که در حوزه های علمیه اهل سنت ترکمن صحرا تدریس می شود.

عارف مشهور اهل سنت و جماعت، امام محمد غزالی طوسی، می فرماید: هر یک از ما مسلمانان جهان، در نمازهایمان ، به وقت گفتن السلام علیک ایّها النبیّ ، باید در قلب خود شخص رسول اعظم (ص) را حاضر کنیم و با کاف خطاب، سلامی نو و تازه به سرور کائنات (ص) بگوییم.[ احیاء علوم الدین ص 124 ج 1 به نقل از میزان الاعتدال استاد تنگلی ج 3 ص 183) و یقصد بالفاظ التّشهّد الانشاء لا الاخبار .[ ردالمحتار ص 342 ج 1]

 

سوال: حضرت محمد(ص) با اینهمه کمالات چه فرقی با خدا دارد؟!

جواب: کسی پرسید خدا در ، ماست یا ما ، در خداییم ؟ جواب داد: ذات شما در آینه است یا تصویر موجود در آینه در شماست؟! حضرت محمد(ص) و هر عارف کامل ، آینه و مظهر اوصاف الهی است. حضرت محمد (ص) و هیچ عارف کامل به کنه ذات خداوندی پی نمی برند و خداوند بر کائنات احاطه دارد. با اینکه کلام ذاتی خداوند حرف و صوت و لفظ نیست، اما به قرآنی که ما مردم می خوانیم ، کلام خدا اطلاق شده است. فتأمّل و تدبّر .

 

خوف از جهنّم

 

خوف از جهنّم  

 

آغاز سال تحصیلی بود. او وارد کلاس شد. نگاهش را به شاگردان دوخته بود. وقتی مطمئن شد، همه ی شاگردان بلند شده اند ، تشکّر کرد و اجازه داد بنشینیم. او دستش را دراز کرد و به پاشنه ی درب کلاس ، اشاره کرد و گفت: « اینجا را داشته باش. اینجا را داشته باش. به همه چیز می رسی. » لحظاتی بعد گفت: « همیشه ، حدس ، حدس ، حدس ، حدس بزن جمله ی بعدی معلّم چیست! »  او درس اوّل را با تسلّط کامل ارائه داد. همین که درس تمام شد. یکی از شاگردان پرسید: « آقای ... تمارین را در دفتر بنویسیم؟ »  دبیر عربی گفت: « با خودکار بنویس با زغال بنویس ، با گچ بنویس ، ننویس ، من با این چیزها،‌ کار ندارم ، جواب را بَلَد باش. »  او لبخند به داشت، گفت: « اگر بلد نباشید ، می زنم ، ممکن است چشمت بپره ، گوشت کر بشه ، اصلا مُردی ،‌ همین جا دفنت می کنم . البته ملاحظه ی شما را خواهم کرد که ... » و ما بچّه ها با صدای آرام می خندیدیم ولی ...  او همیشه به فضای کلاس تسلّط لازم را داشت. بعدها ما آرزو می کردیم کاش معلّم همه ی درس هامان او بود. 

دبیر عربی ، اسم های مونّث سماعی را می شمرد: « ارض، ارنب، أفعي، بئر، جحيم، جهنّم ، ... ». آنگاه نگاهش را به زمین دوخته بود و خطاب به شاگردان گفت: « جهنّم ، سرانجام شماست »! یادمه آن موقع خوف بر دلم نشسته بود.

آخرین روز کلاس درس در آن سال تحصیلی بود. بچّه ها گفتند: « آقای ... سال آینده هم این دبیرستان هستید؟! » او گفت: « کسی از آينده خبر داره؟! همیشه در دلها جای داشته باشید ». من به یادم افتاد، آن روزی که او گفت: «‌ نوستر آداموس را می شناسید؟! »  گفتیم: « نه ». او  گفت: « شما از دنیا چی می دونید؟! نوستر آداموس اشعاری سروده و پیشگویی هایی کرده که برخی از پیشگویی هایش به واقعیت پیوست و هنوز ، مفهوم برخی از اشعارش برای دانشمندان روشن نشده است ...