غیب های پنجگانه

  آیا زمان وقوع قیامت را کسی نمی داند؟!

لسان الغیب حافظ :

 مصلحت نیست که   از   پرده    برون افتد   راز

ور نه در مجلس رندان خبری نیست که نیست

قرآن : إِنَّ اللَّهَ عِندَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَيُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْأَرْحَامِ وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ مَّاذَا تَكْسِبُ غَدًا وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ ﴿۳۴﴾

در حقيقت ‏خداست كه علم [به] قيامت نزد اوست و باران را فرو مى‏ فرستد و آنچه را كه در رحم هاست مى ‏داند و كسى نمى ‏داند فردا چه به دست مى ‏آورد و كسى نمى ‏داند در كدامين سرزمين مى ‏ميرد در حقيقت ‏خداست [كه] داناى آگاه است (۳۴)

آیا این آیه دلالت دارد بر اینکه علم بر آن پنج مورد مختص الله متعال است ، به طوری که غیر از او کسی آن را نمی داند؟! حق این است که نه تنها علم به این امور پنجگانه بلکه به هر امر غیبی ، به طور استقلالی ، خاص خداست ولی مانعی ندارد که خداوند ، علم به آن امور غیبی را به هر کسی که بخواهد از انبیا و اولیای الهی عطا کند .

و لایحیطون بشی ء من علمه الا بما شاء { به چیزی از علم او (خدا) ، جز آنچه بخواهد احاطه ندارند}

 

عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا ﴿۲۶﴾ إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا ﴿۲۷﴾ ( سورة الجن )

داناى نهان است و كسى را بر غيب خود آگاه نمى‏كند (۲۶)جز پيامبرى را كه از او خشنود باشد كه [در اين صورت] براى او از پيش رو و از پشت‏سرش نگاهبانانى بر خواهد گماشت (۲۷) { سورة الجن}

 

۱. علامه تفتازانی در شرح مقاصد " که این کتاب از امهات کتب اصول دین در نزد اهل سنت و جماعت است " : استدلال معتزله به آیه شریفه « فلایظهر علی غیبه احدا الا من ارتضی من رسول » مبنی بر نفی کرامات اولیای الهی رد کرده است - معتزله امور خارق العاده را به انبیای الهی اختصاص می دهند - و می نویسد:

 

جواب این است که غیب در اینجا { آیه ی فوق الذکر} برای عموم نیست بلکه مطلق یا معین است که به قرینه سیاق آیه وقت واقع شدن قیامت است و بعید نیست که بعضی رسولان از ملائکه یا بشر بر آن اطلاع داشته باشند . { مکتبه شامله : الجواب ... ولا يبعد أن يطلع عليه بعض الرسل من الملائكة أو البشر – شرح المقاصد الجزء2 صفحه 205 فی السمعیات فصل فی النبوه }

 

۲. علامه جلال الدین سیوطی در خصایص الکبری : بعضی از اینان قائل اند که پیامبر ص علم به امور پنجگانه و علم وقت واقع شدن قیامت و شناخت روح نیز عطا شده است و لکن امر شده که این علم را از دیگران کتمان ( پنهان ) نماید . ( الخصایص الکبری 2 / 195)

علامه زرقانی مالکی شرح المواهب اللدنیه : وقد أعلمه الله تعالى ما عدا مفاتيح الغيب الخمسة، وقيل: حتى هـ وأمره بكتمها؛ كما في الخصائص " ( مکتبه شامله جستجو شود.)

 

 ۳) فیض القدیر شرح جامع الصغیر (علامه مناوی) (مکتبه شامله) : (خمس لا يعلمهن إلا الله) على وجه الإحاطة والشمول كليا وجزيئا فلا ينافيه ...

 ترجمه: پنج امر است که فقط خدا آن را می داند به طوری که احاطه و علم کلی و جزیی به آنها دارد و این منافاتی ندارد که خداوند بعضی افراد خاص خود را بر بسیاری از امور غیبی حتی از این امور پنج گانه { قیامت ، و ...} مطلع گرداند چون اینان امور جزیی هستند و انکار کردن آن توسط معتزله انکاری از روی ستیزه جویی است.

 

۴. فتح الباری و عمده القاری : قَالَ الْقُرْطُبِيّ : لَا مَطْمَع لِأَحَدٍ فِي عِلْم شَيْء مِنْ هَذِهِ الْأُمُور الْخَمْسَة لِهَذَا الْحَدِيث ، وَقَدْ فَسَّرَ النَّبِيّ صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَوْل اللَّه تَعَالَى ( وَعِنْده مَفَاتِح الْغَيْب لَا يَعْلَمهَا إِلَّا هُوَ ) بِهَذِهِ الْخَمْس وَهُوَ فِي الصَّحِيح . قَالَ : فَمَنْ اِدَّعَى عِلْم شَيْء مِنْهَا غَيْر مُسْنِده إِلَى رَسُول اللَّه صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ كَانَ كَاذِبًا فِي دَعْوَاهُ . ( مکتبه شامله)

 

+++ شناخت روح از دیدگاه امام فخرالدین رازی : وثالثها : أن مسألة الروح يعرفها أصاغر الفلاسفة وأراذل المتكلمين فلو قال الرسول صلى الله عليه وسلم إني لا أعرفها لأورث ذلك ما يوجب التحقير والتنفير... { طلاب عزیز مکتبه شامله جستجو فرمایید}

 

۵. اشعه اللمعات شرح مشکاة المصابیح ، جلد اول ص 333 شیخ عبدالحق محدّث دهلوی : { در ترجمه و شرح حدیث}: فعلمت ما فی السموات و الارض پس دانستم هر چه در آسمان ها و هر چه در زمین بود. عبارت است از حصول تمامه علوم جزوی و کلّی و احاطه آن. خواند آن حضرت ص مناسب این حال و به قصد استشهاد بر امکان آن این آیت را که : و کذلک نری ابراهیم ملکوت السموت و الارض و همچنین نمودیم ابراهیم خلیل الله علیه الصلوة و السلام را ملک عظیم تمامه آسمان ها را و زمین را ... { بخشی از این مطلب در حاشیه النبراس ص 574 نقل شده است }

گرچه زمینه ی بحث وسیع بود ولی اینک به همین اندازه بسنده شد.