آخوند مردانی تسلیم بزرگان می شود! (2)

مردانی [http://najiye.blogfa.com/post/207] : { تعجب نکنید ایشان در کرند زندگی می کنند و بنده در کناره دریای خزر و شماره تلفنی نیز از ایشان ندارم! در ضمن  شما مدعی هستید که اعتقادات کرند آخوند با شما یکی است پس شما باید از طرف خود ایشان را برای دفاع از اعتقادات فاسد خود جهت مناظره آماده نمایید البته اگر اعتقادات فاسدی چون شما داشته باشد ! }

جواب ابوالیاس: جناب مردانی! برادرجان! استاد کرند، استاد نام آشنایی هستند و او از اعضای شورای محفل فقهی احناف ترکمنصحرا است. با کمی جستجو شماره تماس با ایشان را پیدا می کنید. شما هنوز هم ترديد داريد كه عقيده ي استاد كرند با عقيده ي بنده يكي است يا نه؟! با اين كه اطلاع داريد ، من خیلی وقت پیش در پُست "جمع بندی مناظرات" از عقیده ی استاد کرند آخوند و استاد عبدالجبار آخوند نیکنهاد در یک طرف و در طرف دیگر عقیده ی گلدی آخوند و رجب محمد آخوند حنفی علناً مطلب نوشتم و نوشته ی بنده به احتمال قوی به سمع و نظر هر يك از ایشان رسیده است. حتما با استاد كرند آخوند تماس بگيريد، استاد محمد آخوند کرند از مباحثه با شما دوری نخواهند کرد! ان شاء الله.  

مردانی : { اما اینکه بنده از کتابهای فقهی استدلال می کنم چون بنده تابع مذهب حنفی هستم و بمانند شما که بخاطر حفظ عقاید فاسد خود مذهب و فقه احناف را زیر پا گذاشته و غیر مقلد نمی شوم. شخص حنفی مذهب  باید در مسایل و اعتقادیات به کتب و فقه مراجعه نماید که هم مسایل در ان مذکور اس و هم اعتقادیات نه به کتاب مکتوبات امام ربانی که برای ارشاد مریدان خود نامه ها نوشته و آن نامه ها را جمع آوری نموده است و کتاب اعتقادی نیست که از آن در باب اعتقادیات استدلال شود. فافهم

آقای ابو الیاس بنده در پستی جداگانه از شما پرسیده بودم که ایا شما از عبارات امام ربانی قایل به هستید که مشایخ و بزرگان حاظر و ناظر اند و شما را پاسخ می دهند شما رد پاسخ گفتید که عبارات امام ربانی  ذکر نمودید که: (((ارباب حاجات)))،‌ از اعزّه ي [اولياي الهي] احيا و اموات در مخاوف و مهالك مددها طلب مي نمايند... یعنی پاسخ مرا با عبارت امام ربانی دادید که بله شما قایل به حضور آن بزرگان در وقت ندایتان  و اجابت ایشان به ندای شما هستید البته این استدلال شما نیز باطل است چون عبارات امام ربانی را بخاطر کم بودن بضاعت علمیتان اصلا نفهمیده اید و مصداق مقوله مشهور هستید که می فرماید: نلت شیئا و فات منک اشیاء }

ابوالیاس: جناب مردانی! شما که از اتّکاء و اعتماد خود به کتب فقهی دم می زنید؛ و از فقیه علّامه عبدالحی لکنوی مطلب می نویسید ، نمی دانم دیده اید یا نه ؛  فقیه علّامه عبدالحی لکنوی در تألیف خود " السعایه " از قول استاد و پدر بزرگوار خود، از حضور رسول گرامی اسلام، حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی (ص) ، در بطن سرتاسر کائنات ، اینگونه سخن می گوید : « ص 228 باب صفة الصلوة المجلدالثانی : و قال والدی العلّام و استاذی القمقام ادخله الله فی دار السّلام فی رسالته نور الایمان بزیارة آثار حبیب الرحمن  السرّ فی خطاب التشهد انّ الحقیقة المحمدیّه کأنّها ساریة فی کلّ وجود و حاضرة فی باطن کلّ عبد و انکشاف هذه الحالة علی الوجه الاتمّ فی حالة الصلوة فحصل محلّ الخطاب . و قال بعض اهل المعرفة انّ العبد لمّا تشرف بثناء الله فکأنّه اذن فی الدخول فی حریم الحرم الالهی و نور بصیرته و وجد الحبیب حاضرا فی حرم الحبیب فأقبل علیه و قال السلام علیک ایّها النّبی. » [ این مطلب را کامنت گذاشته بودم در وبلاگ آقای آمان الله آخوند یلمه ، الآن که جستجو کردم دیدم ایشان کامنت بنده را حذف کرده است].

پیشوای مالکی مذهبان امام مالك بن انس (رح) مي فرمايد: من تفقّه و لم يتصوّف فقد تفسّق، ومن تصوّف و لم يتفقّه فقد تزندق، ومن جمع بينهما فقد تحقّق . از قرار معلوم امام مالک رح حدّ فاصلی بین فقه و تصوّف معتقد است و  از جمع بین فقه و تصوّف سخن می گوید و آنکه بر جمع بین آن دو مهارت ندارد و به فقه به تنهایی و یا تصوف به تنهایی نظر می کند، عواقب ناخوشایندی را برای ایشان ترسیم کرده است. آیا شما می دانید حد فاصل فقه و تصوّف کجاست؟! و جمع بین فقه و تصوّف یعنی چه؟!

ضمناً آقاي مرداني! برادرجان! به نظر شما امام ربّانی مجدّد الف ثانی - مجتهد علم کلام و عقاید و تصوّف -  در مکتوبات به چه موضوعاتی از دین پرداخته است و مخاطب امام ربّانی چه کسانی اند؟!

و من باید باز دچار تعجب بشوم از گفته ی شما که می گویي: { یعنی پاسخ مرا با عبارت امام ربانی دادید که قایل به حضور آن بزرگان در وقت ندایتان  و اجابت ایشان به ندای شما هستید البته این استدلال شما نیز باطل است چون عبارات امام ربانی را بخاطر کم بودن بضاعت علمیتان اصلا نفهمیده اید ...} جناب مردانی! برادر جان! مگر امام ربانی تصریح نکرده است که : { همچنين  )))ارباب حاجات )))،‌ از اعزّه ي [اولياي الهي] احيا و اموات در مخاوف و مهالك مددها طلب مي نمايند و مي بينند كه صور آن اعزّه حاضر شده و دفع بليّه از اينها نموده است. گاه هست كه آن اعزّه را از دفع آن بليّه، اطّلاع بُوَد و گاه نبُوَد. از ما و شما بهانه برساخته اند." }. آقاي مرداني، برادر جان! آيا براي جواز نداي غايب ، و اجابت ندا و استمداد ارباب حاجات حضور صور آن اعزه ي اوليا ، و دفع بليّه از ارباب حاجات كفايت نمي كند؟!

مردانی: {آقای ابو الیاس حال به این عبارات امام ربانی که متاسفانه به چشم شما نیامده با دقت مطالعه کنید شاید که خداوند فهم شما را بیافزاید و شما از غیر مقلدیت نجات داده و حنفی مذهب نماید: امام ربانی د رمکتوبات خود نوشتند: دوستان خداي عز وجل- به حكم المرءُ مع من أحب با خداوند تعالي وتقدس- تعلق به بدن نحوي از موانع آن معيب و اتصال است بعد از انفصال از اين پيكر هيولاني و مفارقت از اين هيكل ظلماني همه قرب در قرب واتصال در اتصال است «الموتُ جسرٌ يوصل الحبيب إلي الحبيب» بيان اين معناست وكريمه « مَنْ كَانَ يَرْجُو لِقَاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآَتٍ [العنكبوت-5]» كه تسليت است مر مشتاقان را، رمزي از اين بيان ميفرمايد. ليكن حال ما پس‌ماندگان بي‌دولت حضور بزرگان خراب و ابتر است واستفاضه از روحانيات اكابر (قدس الله تعالي اسرارهم) مشروط به شرايط است كه هركسي را در ايفاي آن مجالي نيست.                                                       [ج1/ م45/ ص167]

معلوم شد که استفاضه از روحانیت اکابر مشروط به شرايط است كه هركسي را در ايفاي آن مجالي نيست. و عوام الناس و افراد عاری از علوم دینی نمی توانند از روحانیت مشایخ استفاضه نمایند و خود امام ربانی نیز استفاضه از روحانیت مشایخ را رد می نمایند. عاقلان را اشارتی بس است! }

ابوالیاس: جناب آقای مردانی! برادرجان! باز هم که به تسلیم خود در برابر بزرگان اعتراف کرده ای!! و اين باعث خرسندي ماست!! مردانی می گوید:{ معلوم شد که استفاضه از روحانیت اکابر مشروط به شرايط است } آقاي مرداني! آیا در آن مکتوبی که امام ربانی از استمداد ارباب حاجات از اعزه ی اولیا می گوید ؛ مراد از مددها ، همان استفاضه است یا آن ندای غایب و استمدادهای ارباب حاجات (عموما) مسأله ای دیگر از مسأله ي استفاضه است؟! از سویی در همین عباراتی که از امام ربّانی نقل کرده ای به عبارت { بي‌دولت حضور بزرگان } دقّت کرده ای؟؟!! مراد امام ربّانی از حضور بزرگان یعنی چه؟!

تصویر جلد کتاب مکتوبات امام ربانی ؛ انتشارات صدیقی زاهدان

مردانی: { امام ربانی د رمکتوبات خود نوشتند:  رو مكتوب پي‌درپي رسيد. مكتوب اول از حصول وسيري أنباء نمود و مكتوب ثاني از تشنگي و بي‌حاصلي... . مكرر به شما گفته شده است كه زنهار به توسط روحانيت مشايخ و امدادات ايشان مغرور نشويد كه آن صور في الحقيقت لطائف شيخ مقتدا است كه به آن صور ظهور نموده است قبله توجه را وحدت شرط است. توجه را پراكنده ساختن، موجب خسران است عياذ الله سبحانه.ثانياً آنكه مكرر و مؤكد به شما گفته‌ايم كه سررشته كار را مختصر بگيريد تا به سرعت سرانجام يابد. امر ضروري را گذاشته به امر لاطائل پرداختن از عقل دورانديش بسيار مستبعد است اما شما معتقد رأي خودايد. سخن كس در شما كم است كه مؤثر افتد شما دانيد. ما علي الرسول إلاالبلاغ. [ج1/ م148/ ص316] 

این بحث صور مثالی که امام ربانی در این مکتوب واضح بیان نمودند: که امر ضروری اصلاح نفس است و پرداختن در استفاضه از روحانیت مشایخ به امر لاطائل پرداختن از عقل دورانديش بسيار مستبعد است. از عبارات فوق حقیقت استدلال اقای ابو الیاس مشخص می شود! که نباید در استفاضه از روحانیت مشایغ وقت خود را ضایع نمود! لذا معلوم گردید که روحانیت مشایخ چیزی دیگر است و استمداد و استعانت چیزی دیگر !!! }

ابوالیاس: باز هم جالب شد، اینجا به امتیاز و افتراق میان استفاضه از روحانیت مشایخ و استمداد و استعانت اعتراف کرده ای! و جواز و صحّت شرعی استمداد و استعانت عموم ارباب حاجات از اعزه ی اولیا احیا و اموات چنانکه امام ربانی به این مسأله تصریح کرده است، به قوّه ی خود باقی است.

راستی آقای مردانی ، واژه ی « موت » معانی متعدّدی دارد و ما در پُست « ماهواره و دین گرایی یا دین زدایی (1) و (2) » در این باره بحث کرده ایم و به آنچه پیامبر گرامی اسلام (ص) فرموده است : " موتوا قبل أن تموتوا " اشاره کرده و ابیاتی از مولانا را آوردیم که خوانندگان وبلاگ را دعوت می کنم حتما آن پُست را بخوانند.

مصطفي   زين گفت   كاي اسرار جو  ... مُرده را   خواهي كه   بيني  زنده تو

مي رود    چون زندگان    بر  خاكـدان ... مُرده     و    جانـش شد   بر آسمـان

جانش را ايندم به بالامسكني است ... گر   بميرد    روح او را    نقـل  نيست

زانكه پيش از مرگ او كرده است نقل ... ايـن بــمُردن   فهم آيد   ني  بـــعـقـل

نقـل باشد   نـي چون نقل جـان عام ... همـچو  نقلي  از مقامي     تا مقـام

هـركه خواهـد كاو ببـيند بر زميـن ... مُرده را  كـو  ميرود  ظاهر  يقـين

مر ابوبكر(رض) تـقي را گـو ببـين ... شد  ز  صدّيـقي امير المحشريـن

{سند و متن حدیث بعدا در اینجا ذکر خواهد شد. ان شاء الله}.

 آقای مردانی می گوید: { نباید در استفاضه از روحانیت مشایغ وقت خود را ضایع نمود! } و عبارات امام ربانی چنین است : زنهار به توسط روحانيت مشايخ و امدادات ايشان مغرور نشويد كه آن صور في الحقيقت لطائف شيخ مقتدا است  . كه به آن صور ظهور نموده است قبله توجه را وحدت شرط است. خوانندگان عزیز! به نظر شما ، مراد امام ربانی از این عبارت چیست؟: " قبله توجه را وحدت شرط است. "

بد نیست آقای مردانی به شرح حدیث قدسی مراجعه کنی و بشنوید اولیای الهی تا چه اندازه با خدای متعال عزّ و جلّ می تواند تقرّب یابد:

حديث قدسي ؛ پيامبر (ص) فرمود ، خداوند فرموده است: هر کس با یکی از اولیاء من عناد و دشمنی ورزد ،‌ علیه او اعلان جنگ می کنم. محبوب ترین راهی که بنده ام می تواند خود را به من نزدیک کند ، انجام دادن واجبات است . بنده ام پیوسته با انجام دادن مستحبات ، به من نزدیک می گردد تا محبوب ِ من می شود و آنگاه که محبوب من شد ، شنوایی او می شوم که به وسیله ی آن می شنود و بیناییش می گردم که با آن می بیند و دستش می شوم که به وسیله ی آن حمله می کند و پایش می گردم که با آن راه می رود و اگر چیزی از من خواهد ، البته به او می دهم و چنانچه به من پناهنده شود ، البته پناهش می دهم. در کارهایی که انجام می دهم ، فقط در یک چیز تردید روا می دارم و آن هم تردیدم در گرفتن جان مومن است ، که او از مرگ ، احساس ناخوشایندی می کند و من از احساس ناخوشایند او .[ صحیح بخاری / کتاب الرقاق / باب التواضع / حدیث شماره ی ۶۵۰۲ ]

مردانی: { امام ربانی درمکتوبات خود نوشتند: اينجا دقيقه‌ايست بايد دانست كه همچنان كه در حصول نفس ولايت مر ولي را علم به ولايت نيست، چنانكه مشهور است، علم به وجود خوارق خود هم شرط نيست، بلكه بسا هست كه مردم از وي خوارق نقل كنند و او را از آن خوارق اصلاً اطلاع نبود و اوليايي كه صاحب علم و كشف‌اند جائز هست كه بر بعضي از خوارق خود اطلاع پيدا نكنند، بلكه صور مثاليه ايشان را در امكنه متعدده ظاهر سازند و در مسافات بعيده كارهاي عجيب و غريبه از آن صور به ظهور آرند كه صاحب آن صور را از آنها اصلاً اطلاعي نيست از ما و شما بهانه برخواسته‌اند. حضرت محذومي قبله‌گاهي- قدس سره- مي‌فرمودند كه عزيزي مي‌گفت عجائب كار و بار است، مردم از اطراف و جوانب مي‌آيند. بعضي ميگويند كه تو را در مكه معظمه ديده‌ايم و در موسم حج زيارت حاضر بوده‌ايد و به اتفاق حج كرده‌ايم و بعضي ديگر مي‌گويند كه تو را در بغداد ديده بوديم و اظهار آشنايي مي‌نمايند من هرگز از خانه خود نه بر آمده‌ام و هرگز اين قسم مردم را نديدم. چه تهمتي است كه بر من مي‌كنند. والله سبحانه اعلم بحقائق الامور كلها [ج1/ م216/ ص419

در این عبارت با وجودیکه صورت مثالی امام ربانی را در جاهای مختلف دیده اند با این وجود می گوید تهمت است و من از خانه خود بیرون نرفته ام ! و آنهایی که آن صور مثالی را دیده اند از آن صور مثالی استمداد نخواسته اند!

یک مطلب دیگر هم ثابت شد اینکه امام ربانی کرامات را اختیاری نمی داند! }

ابوالیاس: برادر جان! آقای مردانی! پر واضح است که در اینجا در عبارات امام ربانی الفاظی دالّ بر مسأله ی استمداد و استعانت ارباب حاجات از اولیا دیده نمیشه ، بلکه امام ربانی از خوارق عادت یا به اصطلاح کرامات اولیاء و علم و اطلاع اولیاء یا عدم علم و اطلاع ایشان به کرامات شان بحث کرده و از جمله ی کرامات اولیای الهی ،  ظهور صور مثالیه اولیای الهی در اماکن متعدّده ، سخن صریحی بیان داشته است. و امّا ردّیه امام ربّانی در ردّ قول دیده شدن صور مثاليه وی در اماکن مختلفه ، اشاره به عدم علم و اطّلاع ایشان به آن کرامت است.

فقيه ملّا علي القاري الحنفي ؛ در مرقاة المفاتيح : { در شرح حديث : (1632) ... التضييق والانحصار لا يتصوّر في الروح، وإنما يكون في الجسد والروح إذا كانت لطيفة يتبعها الجسد في اللطافة فتسير بجسدها، حيث شاءت وتتمتع بما شاءت وتأوي إلى ما شاء الله لها، كما وقع لنبينا في المعراج ولا تباعد من الأولياء حيث طويت لهم الأرض وحصل لهم أبدان مكتسبة متعددة وجدوها في أماكن مختلفة في آن واحد، والله على كل شيء قدير } .

و امّا در موضوع اختیاری یا غیراختیاری بودن کرامات اولیا ما در پُست " فنا فی الله و نقدی بر اظهارات آخوند یلمه " با استناد به شرح عقاید علّامه تفتازانی سخن گفته ایم. و نکته ی دیگر اینکه دوستان و اولیای الهی مراتبی دارند که گاهی موسای پیامبر (ع) به اسرار افعال خضر(ع) نمی تواند پی ببرد! و خضر(ع) از علمی برخوردار است که موسی برای رشد باطنی و تعلّم از خضر(ع) به فرمان الهی بار سفر می بندد تا خضر (ع) را دریابد. ببینید: این پُست را : دانلود كتاب مرصادالعباد : وجه امتياز خضر(ع) از موسي نبي (ع) كدام است؟http://turkmen-elyas2.blogfa.com/post-84.aspx  !

و خواجه حافظ شیرازی می فرماید: مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز ... ورنه در مجلس رندان خبری نیست که نیست . مولانا : آن عيش نباشد كه بود بربسته / يك زمان خوش و زمان ديگر بسته / اي بيخبر از عيش بيا تا ببيني / عيشي ز ازل تا به ابد پيوسته .  

مردانی: { امام ربانی د رمکتوبات خود نوشتند: انگارم كه معتقدان نقل روح، معلوم نيست كه به عذاب و ثواب قبر قائل باشند و به حشر و نشر معتقد بوند افسوس! هزار افسوس! اين تسم بطالان خود را به مسند شيخي گرفته اند و مقتداي اهل اسلام گشته اند. ضلُو افاضلُوا. [ج2/ م58/ ص204]      

شما که می گویید روح رسول الله و دیگر بزرگان می آیند وبهمین خاطر شما ازایشان استمداد می نمایید! آقای ابو الیاس این عبارات بالا را با دقت بیشتری بخوانید. کسی که به نقل و انتقال روح قایل باشد از نظر امام ربانی کسی است که به عذاب و ثواب قبر قائل نبوده و به حشر و نشر معتقد نیست و کسی که چنین است باجماع علمای سلف و خلف بی دین و ملحد است امیدوارم آقای ابو الیاس شما چنین نباشید و اگر چنین هستید تجدید ایمان و تجدید نکاح نمایید تا ..... بقه اش را نمی نویسم تا بر شما سنگین نشود! }

ابوالیاس: عجب!! ثمّ العجب!! جناب مردانی! مراد امام ربانی از نقل روح در اینجا مسأله ی تناسخ است، میدانی که مسأله ی تناسخ چیست ؟! چند سطر پیش از آن عبارات در آن مکتوب امام ربانی را بار دیگر بخوانید:{ و بعضي ديگر به نقل از ارواح قائل اند. مي گويند روح را بعد از كمال قدرتي پيدا مي شود كه اگر خواهد و بدن خود بگذارد و به بدن ديگري داخل شود ...} آقای مردانی! برادر من! با اتّكاء به اين كج فهمي و ناداني آشكارتان و با این اگر و ظنّ و گمان تکفیری بی مورد و با این امید و آرزو و وهمیات تان، برای خوانندگان چیزی ثابت نمی شود و چیزی عاید کسی نمی شود. بحث، بحث علمی است؛ و شما از ظن و گمان و تردید تکفیری و امید و آرزو سخن میگويی؟! ؛ انّ بعض الظنّ اثم .

مردانی:{ [ج1/ مكتوباتي كه به پير گرامي خود نوشته‌اند/ ص53] همگي دال بر آن هستند كه منظور از عروج در اصطلاح تصوف عروج روحاني در حال حيات است نه آنكه بعد از مردن به همه جا سير كنند (كما في مبدأ و معاد ص4 و ص24) این هم دلیل که پس مردن سیر روحانی برای هیچ بزرگی وجود ندارد! پس بقول امام ربانی حضور روح مشایخ باطل است!

حال با این تفاصیل امیدوارم آقای ابوالیاس راه تقلید از مذهب حنفی را پیشه نموده و از غیر مقلدیت توبه نماید و د رتصوف پای بر جا یپای امام ربانی بگذارند و اعتقادی مانند اعتقاد امام ربانی که یکی از علمای علم کلام هستند بگذارند. }

 ابوالیاس: آن عباراتی که شما از قول امام ربّانی مدّ نظر گرفته اید به طور دقیق حتماً در نوبت بعدی اظهار کنید. و امّا جناب مردانی! خیلی باعث خوشحالی ماست که شما امام ربّانی را به عنوان مستند اهل تصوّف و عرفان و از مجتهدین علم کلام و عقاید پذیرایید! و من باز تكرار مي كنم ، و شما را به قول فقيه حنفي مذهب علامه عبدالحي لكنوي از قول پدر معزّز و استادشان ، ارجاع مي دهم قول ايشان ؛ در خصوص حضور سرور گرامي اسلام ، محمد مصطفي (ص) در بطن كائنات . و جمع بين فقه و تصوف را از قلم علامه عبدالحي لكنوي بخوانيد.  

 

 مطالب مرتبط :

1-آخوند مرداني تسليم بزرگان مي شود! (1)  

2- فنا في الله و نقدي بر اظهارات آخوند يلمه


 

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4