جوابیّه به ملّا قربان محمد پاکزاد و دو خبر
جوابیّه به ملّا قربان محمد پاکزاد
و دو خبر
بسم الله الذی یعزّ من یشاء و یذلّ من یشاء.
باشارسانگ ایلینگه آبرای گتیــــر
ایلینگه وفاسیز بولماغیــــل اُغلان
اُتیرسانگ عقل لی آنگ بیلن اُتیر
آنگماز بیلن بیله گزمئگیـــل اُغلان (ستّار سوقی)
آتالر سوزی: چاله ملّا دین آفتی ؛ چاله طبیب جان آفتی
سه روز پیش ، صدای ضبط شده ی مکالمه ی ملّا قربان محمد پاکزاد (ساکن گنبد) و ملّا احمد آتابای(ساکن گنبد) به دستم رسید. در این مكالمه آقای ملّا پاکزاد برعلیه بنده مدیر وبلاگ پیش به سوی خدا ، محمدجان بهلکه { ترکیب محمد جان ، در شناسنامه ی بنده درج شده است} اتّهاماتی را شايع کرده است. آقای پاکزاد عقده ای وار، به زعم خود به اعتبار و جایگاه علمی بنده تاخته است و مردم را تحذیر کرده است، تا جایی که در بخشی از این مکالمه ی ضبط شده، آمده است که می گوید:« محمدجان بهلکه عقیده ی خطرناک دارد ، نام محمد برای ایشان زیادی است و همان بهلکه هم بس است و بهلکه مردم را فریب می دهد ».
تصویر مدیر وبلاگ
از آنجا که این مکالمه ی ضبط شده به سمع و نظر عدّه ای از مردم و دوستان عزیز بنده رسیده است، در ادامه مطالبی را در جهت تنویر افکار عمومی به رشته ی تحریر در می آورم:
در ابتدا خوانندگان عزیز وبلاگ به ویژه برادران ترکمن را، متذکّر می شوم، مبادا از پیش کشیدن این اختلافات در این وبلاگ، به عواقب این مناقشات و مناظرات نگران شوید. ما ترکمن ها ضرب المثلی داریم که می گوید:" بولانماسه ، دورلانماز" « تا پریشان نشود کار به سامان نرسد و خرابی مقدمه ی اصلاح است » ! .
1-ملّا قربان محمد پاکزاد می گوید: اعتقاد محمد جان بهلکه بسيار خطرناک است ، اعتقاد دارد که رسول الله حاضر و ناظر است و مدعی شده است آخوند کرند و آخوند عابدی کر هم با خودش هم عقیده است. و آقای پاکزاد در ادامه می گوید که؛ با آخوند کرند تماس گرفته و آخوند کرند آن نظریه را رد کرده است. و همین طور شاگرد آخوند عابدی کر ، عبدالرحمن آخوند کر نیز این نظریه را مردود دانسته است. آقای پاکزاد می گوید: آخوند کرند به بهلکه ناسزا نیز گفته است و ...
جواب بهلکه: ملّا پاکزاد ، لابد می داند که ، اگر حکم به خطرناک بودن عقیده در بنده ثابت نشود ، حکم به خودش برمی گردد!
در شهریور ماه 91 در مطلبی با عنوان « جمع بندی مناظرات » در همین وبلاگ موجود است، قولی را از استاد کرند آخوند نقل کرده بودم ؛ آخوند كرند در تأييد قول « انّه (ص) ملأ الاكوان يعني؛ روحانيت پيامبر(ص) اكوان را پُر كرده است » و در تأييد استمداد و استعانت از ارواح اوليا و نداي غايب گفتند » :هر آن فعلي كه از خداي متعال با اقتدار تامّه سر مي زند، دقيقاً بسان آن فعل خداوندي ، تحت مقوله ي معجزه و كرامت مي زيبد كه از عارف كامل و وليّ خدا سر بزند «. بنده ، یک نسخه از این مطلب « جمع بندی مناظرات » را به استاد کرند آخوند از طریق یکی از طلّاب ایشان به وی فرستاده بودم. این مطلب به درخواست یک دوست، آن موقع به تعداد کثیری چاپ و در ضیافت آخوندی حوزه علمیه عرفانی قره بلاغ پخش شده بود.
و این اواخر در پی تکذیبه ای از آخوند کرند که ملّا پاکزاد به بنده اطلاع داد ، بنده با آخوند کرند تماس تلفنی داشتم؛ پی بردم ، که ، ایشان حاضر و ناظر بودن رسول الله (ص) را اعتقاد بعضی از صوفیه می داند و مسأله ی حاضر و ناظر بودن رسول الله را مسأله ای اختلافی می گوید. بنده پرسیدم: رأی راجح کدام است؟! آخوند کرند جواب مشخصی نداد. و بنده از آخوند کرند خواستم تا به حضور او برویم و درباره ی آن مسأله بیشتر گفتگو کنیم ولی ایشان علاقه ای نشان ندادند و امتناع کردند. در آن گفتگوی تلفنی، آخوند کرند هیچگونه ناسزایی حواله ی بنده نکرده است. نمی دانم شاید ، جناب ملّا پاکزاد در گفتگویی که خودش با آخوندکرند داشته ، از او چنان و چنین شنیده باشد.
استاد عزیز؛ آخوندکرند! شما از طـرح مسأله ی حاضر و ناظر بودن پیامبر اعظم اسلام (ص) ، در بین عوام و جوانان طالب معارف دین، گریزانید! چرا؟! آیا می دانید امروزه در ماهواره ها به جامعه ی اهل تصوف و عرفان و به عرفای نامداری چون شیخ اکبر ابن عربی ، بایزید بسطامی، شعرانی ، روزبهان بقلی و ... حمله می شود، توهین می شود، و تکفیر می شود. مردم را از شرّ ماهواره ها چگونه می توانید ایمن کنید؟!
استاد آخوند عابدی کر امام جمعه ی بندر ترکمن سی دی ضبط شده ای دارد که به حاضر بودن رسول الله (ص) در همه جا، اعتراف کرده است. در خاتمه ی این نوشتار لینک دانلود فایل تصویری استاد آخوند عابدی را ملاحظه فرمایید.
گفتنی است چندی پیش به آخوند ( الف ) گفتم که مسأله ی حاضر و ناظر بودن رسول الله در کتاب "میزان الاعتدال " استاد تنگلی( این کتاب را می توانید از سایت عرفان آباد دانلود کنید) در مطلب مکان قیام در مولدالنبی آمده است. آخوند(ا) گفت: عبدالرحمن آخوند تنگلی احتمال خطا دارد.
آخوند ( الف ) عزیز! عرض شود که با « احتمال »، نمی توانی چیزی نه برای خود و نه برای دیگران، اثبات کنی. آیا می دانید این گفته های شما باعث شده است که این ملّا قربان پاکزاد با اعتماد و اتّکا به شما و آخوند کرند، اینگونه بر علیه بنده بشورد. آخوند ( الف ) عزیز! شما ردالمحتار ( یکی از کتب معتبر در فقه حنفی است) را ورق زده اید. به فرمایش صاحب ردالمحتار، علامی شامی - وَ يَقْصِدُ بِاَلْفَاظِ التَّشَهُّدِ اَلاِنْشَاءَ لا الاِخْبَارَ - و منقول از عارف مشهور امام محمد غزالی طوسی، هر یک از ما مسلمانان جهان، به وقت گفتن السلام علیک ایّها النبیّ در نمازهایمان باید در قلب خود شخص رسول اعظم (ص) را حاضر کنیم و با کاف خطاب، سلامی نو و تازه به سرور کائنات (ص) بگوییم: « وَ اَحْضِرْ فِي قَلْبِكَ النَّبِيَّ (ص) وَ شَخْصَهُ الكَرِيْمَ وَقُلْ اَلسّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا النَّبِيُّ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكَاتُهُ».
شیخ سعدی در ستایش رسول(ص):
شفیع الوری، خواجه بعــــــث و نشــر .......... امام الهدی صدر دیوان حشـر
کلیمی که چرخ فلک طور اوست .......... همه نورها پرتـــو نـــور اوستفقیه علّامه عبدالحی لکنوی در تألیف خود " السعایه " از قول استاد و پدر بزرگوار خود، از حضور رسول گرامی اسلام، حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی (ص) ، در بطن سرتاسر کائنات ، اینگونه سخن می گوید : « ص 228 باب صفة الصلوة المجلدالثانی : و قال والدی العلّام و استاذی القمقام ادخله الله فی دار السّلام فی رسالته نور الایمان بزیارة آثار حبیب الرحمن السرّ فی خطاب التشهد انّ الحقیقة المحمدیّه کأنّها ساریة فی کلّ وجود و حاضرة فی باطن کلّ عبد و انکشاف هذه الحالة علی الوجه الاتمّ فی حالة الصلوة فحصل محلّ الخطاب . و قال بعض اهل المعرفة انّ العبد لمّا تشرف بثناء الله فکأنّه اذن فی الدخول فی حریم الحرم الالهی و نور بصیرته و وجد الحبیب حاضرا فی حرم الحبیب فأقبل علیه و قال السلام علیک ایّها النّبی. »
آخوند ( الف )! عزیز و جناب ملا پاکزاد! آیا این نوشته ی علامه ی لکنوی و نقل قول از ابوی شان هم خطرناک است و خطاست؟! آیا خطا در مسایل اعتقادیات و ایمانیات جایز است؟!
2- ملّا پاکزاد می گوید: بهلکه بر ادّعای حاضر و ناظر بودن پیامبر دلیلی از قرآن و حدیث و کتب اعتقادی ندارد فقط به اشعار و کتاب ترکمنی اتکا کرده است.
جواب بهلکه: پیشتر گفتگوی تلفنی با این ملا پاکزاد داشتم و بین ما دو نفر پیامک هایی رد و بدل شده بود، آن وقت، او را به همان کتاب ترکمنی که - مشار الیه او کتابی جز میزان الاعتدال استاد عبدالرحمن آخوند تنگلی نمی تواند باشد – ارجاع داده بودم . و متأسفانه، علی الظاهر او به آن کتاب ترکمنی مراجعه نکرده است و الّا در آن کتاب پر ارج استاد تنگلی می دید که با استناد به حدیث نبوی و در شرح آن حدیث نبوی ، به نقل از تفسیر روح البیان، به عقیده ی حاضر بودن پیامبر اعظم (ص) در کل کائنات حکم شده است.
جناب ملا پاکزاد! عقیده ی صاحب تفسیر روح البیان هم خطرناک است؟؟؟ اصلا منظور شما از عقیده ی خطرناک چیست؟! ملا پاکزاد لابد می داند که ، اگر حکم به خطرناک بودن عقیده در بنده ثابت نشود ، حکم به خودش برمی گردد!
3- ملا قربان محمد پاکزاد می گوید: بهلکه عربی نمی داند که به کتابهای اشعار و کتاب ترکمنی مراجعه می کند و از عهده ی کتب عربی برنمی آید و ...
جواب بهلکه: به سمع و نظر پاکزاد و امثاله می رساند که اگر چشم داری بیا و ببین - و شما که لابد عربی بلدی - مقالاتی نظیر مقالات ما بنویس:
(1) مقاله ی « رحمت عالمیان » با استناد به منابعی از جمله: الالطاف الاهیه (ملا باقر مریوانی) در فن کلام – مفردات الفاظ القرآن الکریم - تفسیر روح البیان – تأویلات اهل السنه ( شیخ ابومنصور ماتریدی) و ...
(2) مقاله ی فنا فی الله و نقدی بر اظهارات آخوند یلمه با استناد به منابع: حدیث قدسی - کتاب شرح العقاید – تفسیر کشاف (علامه زمخشری ) و ...
(3) مقاله ی « آیا خدا جبّار و دیکتاتور است؟! » با استناد به تفسیر فخر رازی ، و ...
من به جناب ملّا پاکزاد ، اس ام اس داده بودم و پرسیده بودم: توصیف انسان کامل در عرفان و تصوف چیست؟! و خواسته بودم جواب و نظر آخوند(الف) و آخوند کرند را درباره ی انسان کامل برای بنده منتقل کند. ولی خبری نشد. خوانندگان عزیز آیا شما می دانید از دیدگاه عرفان و تصوف انسان کامل چه تعریفی دارد؟!
جناب ملا پاکزاد! کتاب فارسی گرانقیمت مکتوبات امام ربانی ملقب به مجدد الف ثانی را ورق بزن. آیا میدانی که مجدد به که می گویند؟! مباحث بلند عرفانی را در آن کتاب جستجو کن. ببین در آن کتاب در توصیف عارف کامل - خلیفه ی خدا - و در شرح حدیث " انّ الله خلق آدم علی صورته " . چه گفته هایی دارد. آدرس بدم برات: مکتوب 74 / جلد دوم .
عظمت انسان کامل را از زبان عارف نامدار جهان مولانا جلال الدین بلخی بشنویم:
آن عیش نباشد که بُوَد بربسته / یک زمان خوش و زمان دیگر بسته / ای بیخبر از عیش بیا تا ببینی / عیشی ز ازل تا به ابد پیوسته
بشنو جناب ملا پاکزاد! عارف بالله عبدالرحمن جامی در حق مثنوی معنوی مولانا می فرماید: « مثنوی مولوی معنوی// هست قرآنی به لفظ پهلوی// من نمیگویم که آن عالیجناب// هست پیغمبر، ولی دارد کتاب»
گر در یمنی چو با منی پیش منی. ور پیش منی چو بی منی در یمنی. ( ابوسعید ابو الخیر ) آقای ملا پاکزاد! این سخن و عقیده ی شیخ ابوسعید که خطرناک نیست؟؟؟ { گر در یمنی چو با منی پیش منی}
4- ملّا قربان پاکزاد می گوید: نام محمد برای ایشان ( محمدجان بهلکه) زیادی است و همان بهلکه هم بس است و بهلکه مردم را فریب می دهد.
جواب بهلکه: جناب ملا قربان پاکزاد! عقده و کینه و کدورت قلب تو را پر کرده است. آخه چرا تا این اندازه؟! اینگونه می خواهی محمدجان بهلکه را در چشم مردم تحقیر و خوار کنی؟! پیشنهاد می کنم بروی اداره ی ثبت احوال و بخواهی اسم محمدجان را از شناسنامه اش پاک کنند! آن وقت بهتر به هدفت می رسی! گفته بودی که بنده از چشم اساتید می افتم. منظورت کدام اساتید است؟! دفعه ی بعد حتما بگو بنده از چشم کدام اساتید افتاده ام؟! باز هم خبر بده به آخوند(الف) و آخوند کرند که بهلکه باز هم مردم را فریب می دهد! جناب ملا پاکزاد! باز هم با ندای غرّاء به مردم اطلاعیه بده نزدیک وبلاگ بهلکه نشوند که مبادا فریب بخورند!
در خاتمه: آنچه مسلم است آخوند کرند و آخوند (الف) و همه ی مدرسین حوزه های علمیه، و واعظان و سخنرانان دین ، با تلاش های بی دریغ شان ، تاج سر ما مردم ترکمن هستند و خدمات عموم جامعه ی روحانیت در مسیر اعتلای فرهنگ اسلامی دینی بر کسی پوشیده نیست. و امّا از قرار شواهد، مسأله ی حاضر و ناظر بودن پیامبراعظم(ص)، نسبتاً مورد اختلاف آخوند کرند و آخوند ( الف ) با استاد عبدالرحمن آخوند تنگلی و آخوند عابدی است و این اختلاف علنی شده است باید تدبیری اندیشيد بلکه این اختلافات برچیده شود.
و امّا خبرها:خبر اوّل: قرار شده بود در 18 مهرماه مناظره ای بین بنده با عبدالله آخوند مردانی و آخوند یلمه در خصوص: 1– سماع اموات 2- ندای غایب و استمداد از ارواح اولیای الهی 3– اختیاری یا غیراختیاری بودن کرامات اولیا - برگزار شود ولی چون آقای امان الله آخوند یلمه، دوست عبدالله آخوند مردانی در تبلیغ به سر می برند و تا عید قربان نمی رسند ، مناظره به بعد از عید قربان موکول شد.
خبر دوّم: فیلم ضبط شده ی اظهارات آقای ملازاده مدیر شبکه ماهواره ای وصال فارسی در رد اهل تصوف و عرفان و رد نظریه وحدت وجود و وحدت شهود عرفا، به دستم رسید. ان شاء الله در آینده به جواب به اظهارات ملا زاده خواهم پرداخت. و در همین وبلاگ جوابیه ی ما نمایش داده خواهد شد. ان شاء الله قبلا هم مقاله ای با عنوان " ماهواره و دین گرایی یا دین زدایی " نوشته شده است.
چو بد کردی مباش ایمن ز آفات / که واجب شد طبیعت را مکافات
و السلام علیکم و علی من اتّبع الهدی و العاقبة للمتّقین .
لینک اصلاح شد:
لينك دانلود گفته ی استاد عابدی امام جمعه بندر ترکمن
یکشنبه 31 شهریور1392 ساعت: 20:44 توسط:باسط
السلام علیکم.یک سوال. حاضر و ناظر بودن رسول الله (ص) را میشود بیشتر توضیح دهید و ان را تعریف کنید زیرا اکثرا تعریف های ما یکی نیست و موجب غلط فهمی می شود ایا مقصد از حاضر و ناظر بودن رسول الله (ص) این است که هر وقت و هر ان واحد بر ما حاضر و ناظر است؟ لطفا کمی بیشتر توضیح دهید. سخنان حاج اخوند عابدی کر تناقض ندارد چه طور می شود همه جا حاضر باشد با این حال هر جا که خواهد برود.مگه همه جا حاضر نیست؟
__________
پاسخ: و عليكم السلام .حاضر و ناظر بودن مربوط به « روحانیت » رسول اکرم (ص) است همانطور که استاد عابدی تلفظ و تعبیر به روح رسول اکرم (ص) نموده است. و اینکه گفته می شود رسول الله (ص) هر جا که بخواهد برود، منظور این است که رسول الله ص به اذن الهی، به وسیله ی تصرفات روحانیت مبارکش با صور مثالی اش و ابدان مکتسبه و متعدده ، مجاز است و از ممکنات است که در آن واحد در هزاران مکان برای مومنین رویت شود:
(1) مکتوبات امام ربانی جلد دوّم ص 203 :
... اين نيز از تشكّل لطائف آن اعزّه [اولياي الهي] است و اين تشكّل ، گاه در عالم شهادت بوده و گاه در عالم مثال ،چنانچه در يك شب ، هزار كس آن سرور [حضرت محمّد] را عليه و علي آله الصّلوة و السّلام - به صور مختلفه در خواب مي بينند و استفاده ها مي نمايند. اين همه تشكّل صفات و لطائف [روحاني] اوست - عليه و علي آله الصّلوة و السّلام - به (((صورت هاي مثالي))).
(2) فقيه ملّا علي القاري الحنفي ؛ در مرقاة المفاتيح:
{ در شرح حديث(1632): ... التضييق والانحصار لا يتصوّر في الروح، وإنما يكون في الجسد والروح إذا كانت لطيفة يتبعها الجسد في اللطافة فتسير بجسدها، حيث شاءت وتتمتع بما شاءت وتأوي إلى ما شاء الله لها، كما وقع لنبينا في المعراج ولا تباعد من الأولياء ((( حيث طويت لهم الأرض و حصل لهم أبدان مكتسبة متعددة وجدوها في أماكن مختلفة في آن واحد)))، والله على كل شيء قدير} .
