درمان لااُبالي گري
درمان لااُبالي گري
گزيده اي از مقالات وبم ، آنهايي كه لينك ثابت شده اند، رو پرينت كردم و دادم دست تو لااُبالي. تو هم لطف كردي گرفتي دستت و قول دادي، بخوني. چند روز بعد برگشتي گفتي: بابا عجب بحثهايي كردي تو، چند تاييشو از جمله شدّت ظهور خدا، رو خوندم. ولي ديگه نميخام بخونمشون گذاشتمشون كنار. بابا اين نوشته هات يه جورايي داشت منو ديوانه مي كرد. من به ات گفتم: آفرين دوست لااُبالي! نظري كه انتظارش رو داشتم صادقانه دادي. بي شك يكي از آن عدّه اي هستي كه در نظرسنجي وبلاگم خيلي بد را تيك زده اند، نه؟! ولي پيشنهاد مي كنم دوست لااُبالي من كه باز هم بخون ، بخون تا جايي كه كاملاً ديوانه بشي آنوقت از لااُبالي گري دست برميداري قطعاً. بله درمان درد لاابالي گري فقط و فقط ديوانگي است، ديوانه ي خدا بودن. بعضاً آخوندهاي تركمن وقتي روي منبر مي روند و موعظه مي كنند زياد به خودشان فشار مي آورند و ناله مي كنند كه بسياري از مردم لااُبالي شده اند و اينگونه فقط سركوفت ميزنند روي سر لااُبالي ها مثلاً. به نظر من بايد آنها اوّل بَلَد باشند كه مردم باسواد و تحصيلكرده را چگونه ديوانه كنند آنوقت بروند روي منبر. بگذريم. كسي كه آن مقالات را بخواند اگر موثّر واقع بشود بايد ديوانه بشود. البتّه نه تا آن حد ديوانگي كه پير هرات گفت: ديوانه ي تو هر دو جهان را چه كند ، فرزند و عيال و خانمان را چه كند. نه خير، نه تا آن حد، آن حد كار شاقّي است. كار هر كسي نيست. كار صوفيان صافي است. صوفيان صافي را اوّل به دوزخ مي برند، شستشويي مي دهند آنگاه به جنّت مي برند. اگرخوانندگان وبلاگ فقط تا آن حدّي ديوانه بشوند كه دست از چشم چراني بردارند، بنده به هدف خود رسيده ام. و امّا آنهايي كه آمدند و خيلي بد را در نظر سنجي وبلاگ تيك زدند، حسابشان پيش من جداست ، آنها ناخواسته مرا خوشنود كرده اند. ممنون شان هستم. :)
+ نوشته شده در جمعه دوم تیر ۱۳۹۱ ساعت 7:46 توسط الیاس
|