پاسخي به عبدالله آخوند مرداني (1)
پاسخي به عبدالله آخوند مرداني (1)
عبدالله آخوند مرداني در وبلاگ خود [www.najiye.blogfa.com] در رابطه با كرامات اولياء الله خطاب به ما سوالاتي مطرح كردند. در بخشي از نوشته ي آقاي مرداني مي آيد:" از كدام نص فقهي ثابت است كه بزرگان و اولياي دين از دور مي شنوند و علي سبيل الكرامه نداي شما را شنيده و به شما توجه مي كنند؟ " و در بخشي ديگر نوشته است: " ديگر اينكه شما بگوييد جنابعالي از كتاب منبع العلوم كوه ون ص ۲۰۶ و ۲۰۷ استدلال نموديد كه كرامات اوليا پس از مرگ ثابت است كه اين خود بحثي است كه آن را صوفياي كرام گفتهاند كه در اين باره نصوص بر خلاف آن است. كه ان شاء الله پس از مناظره خواهم نوشت. "
دوست عزيز؛ آقاي مرداني! از اينكه نظر خود را راجع به مطلب موجود در كتاب منبع العلوم كوه ون تأليف مولانا محمد عمر سربازي اذعان داشته ايد ، ممنونم.
و يك مطلب ديگر اينكه من از شما آقاي مرداني خواستم كه:
در بخشي از رديه شما آمده است : "با توجه بنصوص فقهي ذكر شده بايد آقاي ابو الياس از اين اعتقاد و نوشتهي خود و توبه نمايد." لطفا به صراحت جواب بدهيد: من از كدام اعتقاد توبه كنم؟! آيا شما نوشته ي بنده [يا شيخ خرقاني] را شرك آميز مي دانيد و من را مشرك مي خوانيد؟
آقاي مرداني عزيز! شما چرا به اين سوال بنده جوابي نداده ايد؟! من منتظر جواب شما به اين سوالم هستم .
عجالتاً و به قول شما علي الحساب ، نظر شما را به اين مطلب جلب مي كنم و دوست دارم عكس العمل شما را درباره ي اين مطلب نيز ببينم:
منظومه« ثبات العاجزین » اثر صوفی الله یار حنفی بخاری ( 1133 – 1043ه.ق) است. این کتاب توسط استاد فاضل عبدالجبّار آخوند نیکنهاد ، مدير مدرسه ي ديني حنفيه گنبد تصحيح و چاپ و منتشر شده است. يكي از شاگردان استاد نيكنهاد ، خطيب توانا و استاد جوان الحاج حافظ جلال الدين آخوند بهلكه هستند . قابل ذكر است كه، كتاب ثبات العاجزين ، چندین بار تجدید چاپ شده و در چندي از حوزه های علمیّه اهل سنّت تركمن صحرا یکی از کتب درسی است. و بسياري از عوام نيز با خواندن اين منظومه ي ديني ،عقيدتي، عرفاني و اخلاقي بهره ها برده اند. در این کتاب حکایتی آمده است در ص 160 ، بدين مضمون:
شیخ حسن بصری (قدّس سرّه )، مریدی داشته است به نام عبدالله این مرید زمانی خود را از کشوفات عرفانی با بهره می بیند. روزها می گذرد و عبدالله به مرشد خود - شیخ حسن بصری - سر نمی زند. روزی شیخ بصری ، با این مرید مواجه می شود. شیخ حسن بصری (قدس سره) از احوال او می جوید. عبدالله می گوید: من شامگاهان به عرش الهی عروج می کنم. و به دیدار ملائکه مي روم و با خدا اسرار مي گويم. شیخ می فرماید: وقتی به آنجا رفتی از حسن بصری هم یاد کن . مرید شامگاه همان روز از حسن بصری نام می برد ، به يكبار تمام مشاهداتش محو می شود و خود را در نجاستخانه ( توالت ) می بیند . آنگاه، از غرور و فریب شیطانی توبه می کند و بار ديگر پيشگاه شيخ حسن بصري مي رسد و دوباره به ايشان انابت مي كند.
بوزار باطل نی توز عالم نینگ آدی
فکیف اول یرده حاضر بولسه ذاتی ( بیت 920 ، ثبات العاجزين)
یعنی: چه بسا نام و یاد یک عالم ربّانی و عارف بالله در یک مکان ، باطل را به کلّی از میان ببرد پس چگونه خواهد بود خود عارف در آن مکان حضور داشته باشد.