راز و نیاز نوجوان با خدا
راز و نیاز نوجوان با خدا
خدایا ، من که [15 ، 16 ، 17] هجده ساله ام ، می دانی که غریزه ی بلوغ جنسی را در وجود خودم ، دارم حسّ می کنم .
خدایا ، الآن حسّ گرایش شدیدی به جنس مخالف دارم .خدایا ، چرا این احساس گرایش به جنس مخالف را زودهنگام در وجود من بروز داده ای ؟!
زود باش خدایا ، پاسخ بده به من . من چه باید بکنم ؟!
خدایا ، من که هنوز اقتصادم تأمین نشده و مشکل بیکاری دارم، مشکل ِ فقدان مسکن دارم ،
خدایا ، چرا من نوجوان باید بسوزم در درون خودم؟!
خدایا ، چرا خانواده ام که اقتصادش فراهم است ؛ اصلاً خبری از حال من نمی گیرد و از نیاز اکنون من خبر ندارد؟!
خدایا ، آیا با پدر و مادرم روبه رو بگویم که من اکنون، زن می خواهم؟!
خدایا ، چرا این بلوغ جنسی و حسّ گرایش به جنس مخالف را به تعویق نینداختی به سنین بالا، به زمانی که برایم کار فراهم شود و زمانی که به بلوغ فکری !!! و بلوغ اقتصادی !!! رسیده باشم و تجربه ی تصمیم گیری های درست زندگی را کسب کرده باشم ؟!
خدایا ... نعوذ بالله تو اشتباه کرده ای؟!
--------
پ . ن 1 : مطلب « داستان کوتاه ملّا تانگری بردی و تعجیل در ازدواج » را ببینید.
پ . ن 2 : نوشته شده در شنبه هفدهم اردیبهشت 1390