غیّور می نالد !

غیّور جوان ۳۲ ساله است. او کارگر ساختمان سازی است. غیّور شخصیّتی است رنج کشیده ، در عین حال، ذوق طنزپردازی دارد. او ۱۷ نفر از کارگران را جمع کرده بود و به دفتر مهندس بُرد و اینچنین تند و تند ، سخن گفت:
آقای مهندس سلام علیکم ،
مهندس : و علیکم السلام
غیّور : آقای مهندس ما جمعی از کارگران شرکت ساختمانی شما هستیم. غرض از مزاحمت این است که آمدیم درددل کنیم با شما، خواهشاً گوش جان بسپارید به درد دل و جسم و جان ما.

پیشتر ، حقوق ما هفتگی داده می شد، الان حدود چهار ماه است حقوق چندرغاز - بخور نمیر - ما به تعویق می افتد. و هر دو هفته به طور ناقص حقوق می دهید. حقوق ما روزانه ۲۵ هزار تومان است، در حالیکه بعضی جاها در این شهر شهیدپرور ما گنبد قابوس ، به کارگر سی هزار تومان می دهند! این یعنی عدم نظارت دولت کریمه! البتّه امیدواریم که شما مهندس عزیز که سرور ما هستید ان شاء الله از تحویل سال ، حقوق ما را بیشتر می کنید . البتّه ۲۵ و ۳۰ تومان خیلی ناچیز است با این گرانی ها .

آقای مهندس ، امام جماعت مسجد ما گفت : هر کس سرمایه ، به میزان ۱۴۰ مثقال نقره، اندوخته نداشته باشد، زیر خطّ فقر است. ۱۴۰ مثقال نقره حدوداً ۲ میلیون تومان است ، در حالیکه حقوق ما ماهانه نهایتش می شود ، ۶۰۰ تومان .

آقای مهندس ما ترکمن ها ضرب المثلی داریم که می گوید: * آغلامادیق اوغلانه ، امجگ یوق * . ما آمدیم که بلانسبت گریه کنیم و بنالیم . آقای مهندس ببینید این کارگر " مشد بردی " را . چقدر نحیف و لاغر است ، اجازه بدید از مشد بردی بپرسم امروز صبحانه چی خورده است ، بگو مشد بردی ؟!

مشد بردی : آقا حدود دو ماه است که صبحانه فقط نان با چایی و دو حبّه قند می خورم .

غیّور : آقای مهندس " بنی آدم اعضای یک پیکر اند " بگذریم یا نگذریم ، آقای مهندس لطف کنید حقوق ما را هفتگی بدهید ، از تحویل سال چه حقوق ما ۳۰ هزار تومان بشود یا همان ۲۵ هزار تومان باشد کار می کنیم ، دیگه کار دیگه ای سراغ نداریم ، چه کنیم ، فعلا خداحافظ شما آقای مهندس .

مهندس خیره مانده بود و چیزی نگفت.

منبع:   turkme n_elyas2@