ضمیمه ای بر نوشته ی آقای میلاد

 

در پُست قبلی لینک مطلب ارسالی آقای میلاد را قرار داده ام .

یک مطلب ضمیمه  می کنم : در بخشی از مطلب شما آقای میلاد عزیز -  به نقل از تفسیر معارف القرآن مفتی محمد شفیع عثمانی دیوبندی -آمده است: {باید گفت استعانت بر دونوع است:یکی آنکه فرشته،پیامبر،ولی یا انسان دیگری را مانند خدا قادر و مختار مطلق قرار داده از او بخواهند تا حاجات و نیازهایشان را برطرف سازند چنین کفر آشکاری را حتی مشرکان و بت پرستان نیز کفر میدانند.زیرا آنها هم بتها و مزار های خود را قادر مطلق نمیدانند.}

ابوالیاس :  امام اعظم رحمة الله علیه ، در العالم و المتعلّم می آورد: « انهم یقولون ان الله ربنا و هم فی ذلک لایعرفونه لقوله تعالی { وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ } یقول تعالی اکثرهم یقول هذاالقول بغیر علم کالصبی الذی ولدته امه اعمی فیذکر اللیل و النهار و الصفرة و الحمرة من غیر ان یعرف شیئا من ذلک و کذلک الکفار قد سمعوا اسم الله تعالی من المومنین و هم یقولون ما سمعوا من غیر ان یعرفوه و لذلک قال الله تعالی : { الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ قُلُوبُهُمْ مُنْكِرَةٌ وَهُمْ مُسْتَكْبِرُونَ } . ص 33 العالم و المتعلّم / الامام الاعظم ابوحنیفة رح

ترجمه : کفّار می گویند: الله پروردگار ماست و آنها به  ( عمق مفهوم ) آن  قول دانش و معرفتی ندارند به استناد قول خدای متعال : { وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ }خداوند می گوید اکثر آنان این قول را می گویند بدون علم و دانش مانند کودکی که مادرش او را نابینا  زاییده است بعد آن کودک نابینا از شب و روز و زرد و سرخ سخن می راند ولی چیزی از واژه ها شناخت ندارد همچنین کافرین نام خدای تعالی را از مومنین شنیدند و آنها بدون معرفت می گویند آنچه را از مومنین شنیدند ، به همین جهت خداوند فرمود :  الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ قُلُوبُهُمْ مُنْكِرَةٌ وَهُمْ مُسْتَكْبِرُونَ كسانى كه به آخرت ايمان ندارند دلهايشان انكاركننده [حق] است و خودشان متكبرند

در بخش دیگر از نوشته ی شما آمده : { دوم،استعانتی که مورد نظر کفار میباشد وقرآن و اسلام آن را باطل میداند.در آیه ی ایاک نستعین این نوع شرک مورد نظر است بدین معنی که کفار معتقدند خدا قادر مطلق است ولی به یکی از مخلوقات خود اعم از فرشته یا ولی یا جن مقداری از قدرت و اختیار خود را واگذار نموده که او در این حد" مختار" است.این همان استعانتی است که باعث امتیاز  بین اسلام و کفر ومومن و کافر میباشد و قرآن آن را شرک و حرام قرار داده است }

ابوالیاس: اگر در کنار واژه ی "مختار" ، واژه ی " مستقلّ " قرار می دادید بحثی نبود . توجّه فرمایید بنا بر اسناد و مدارک ، ما متوسلین به اولیای الهی معتقدیم که مقرّبین و انبیا و اولیای الهی " تجلّی گاه اوصاف الهی " و خلیفة الله اند و صاحب کرامات و معجزات هستند.  ببینید امام فخرالدین رازی رح عالم برجسته و مشهور اهل سنّت و جماعت در تفسیر کبیر ذیل آیه ی « ام حسبت ان اصحاب الکهف ... » می فرماید:

( ... وكذلك العبد إذا واظب على الطاعات بلغ إلى المقام الذي يقول الله كنت له سمعاً وبصراً فإذا صار نور جلال الله سمعاً له سمع القريب والبعيد وإذا صار ذلك النور بصراً له رأى القريب والبعيد وإذا صار ذلك النور يداً له قدر على التصرف في الصعب والسهل والبعيد والقریب . )

ترجمه از عربی به فارسی : .... همچنین بنده ای که بر بندگی و کارهای واجب خود ،‌ مواظبت نماید به مقامی می رسد که خداوند می گوید، من چشم و گوش او می شوم ( اشاره به حدیث قدسی در صحیح بخاری است : ... فإذا أحببته كنت سمعه الذي يسمع به وبصره الذي يبصر به ...  -  یعنی ؛ بنده ی مقرّب الهی مَظهر و آینه ی اوصاف الهی می شود ) و وقتی نور جلال خداوندی گوش برای او باشد، صدای دور و نزدیک را می شنود. و وقتی که نور خدا چشم برای بنده باشد، دور و نزدیک را می بیند. و وقتی آن نور دست برای بنده بشود، قادر بر تصرّف امورات سخت و آسان و نزدیک و دور می گردد.

 سه کلیپ برای دانلود در بالای صفحه ی اوّل وبلاگ ، قرار داه ام ، ببینید و بشنوید ، آخوند امان الله یلمه که در بین ما ترکمنان پرادّعا بوده و همه را به مناظره فراخوانده ، اعتراف کرده است که : مقرّب الهی متٌصف به صفات " اراده و تکوین الهی " می شود و  با آن همه ادّعا ، در یکی از آن کلیپها دچار تناقض گویی شده است!  و بخوانید : 

جواب به آمان الله آخوند یلمه :  خودشکن ، آینه شکستن ، خطاست

http://turkmen-elyas2.blogfa.com/post-293.aspx

 +++++++++

جمعه ۹ مهر۱۳۹۵ ساعت: 18:16 توسط:ميلاد

السلام عليكم
اولا خیلی ممنون که عرایض بنده رو منتشر کردین
دوما درباره ی بخش اول ضمیمه،باید گفت که برادر بزرگوارم منظور مفتی شفیع از مانند خدا مختار و قادر مطلق بودن همان مستقل بودن است...درباره ی بخش دوم هم باید گفت منظور مفتی شفیع این است که خدا قسمتی از اختیارات خود را واگذار کند..به واگذار توجه کنین...مثلا بنده 4 خانه دارم ولی تملک یکی از آنها را به شما میدم و دیگه شما صاحب اختیارید نه بنده
ان شالله منظور را رسانده باشم...

 

پاسخ ابوالیاس: و علیکم السلام . باید هم فکر ها و هم عقیده ها حامی همدیگر باشند.
اگر صرف مختار بودن بنده نفی شود ، دیگر هیچگونه اختیاری برای بنده ، قابل تصوّر نیست ولی اگر مختار بودن با قید مستقل بودن نفی شود ، اختیار و اراده ای برای بنده قابل تصور است ، منتها اراده و اختیار بنده در طول اراده و اختیار خداوند است و بنده ی مقرّب استقلالیّتی در اختیار و اراده ی خود ندارد . پس اظهار قید مستقلّ بودن در کنار مختار بودن الزامی است.
خدا هادی است رسول الله ص هم مسمّی به هادی است ، خدا شافی است ، رسول الله ص هم مسمّی به شافی است ... از خدا و رسول الله ص می توان درخواست هدایت و درخواست شفا کرد . خدا در هدایت و شفا دادن استقلال دارد ولی رسول الله ص استقلال ندارد .
منظور شما از اختیارات چیزی جز اوصاف نیست . گفته شد ولیّ خدا تجلّی گاه اوصاف الهی است و بنده ی مقرّب ، متّصف به تکوین و اراده ی الهی می شود {معنای تکوین را هم می دانید و اراده ی الهی را هم می دانید شامل چه چیزهایی می شود!} ، این عبارت یعنی بخشیدن و واگذار کردن خداوند اختیارات و اوصاف خود را به بنده ی مقرب البته بنده ی مقرّب اسقلال ندارد در اوصاف خلیفة اللهی خود. و به عبارت دیگر ، اوصاف بنده ی مقرّب در طول اوصاف الهی است نه در عرض او تعالی .

به محض التفاتی زنده دارد آفرینش را
اگر نازی کند ، از هم فرو ریزند   قالبها

تأمّل و تدبّر .