انصاف
انصاف
1- هیچ گاه سعی نکنید که اطراف دین، سیم خاردار بکشید.2- گاهی ممکن است سیّئه ، حسنه بنماید و یا بالعکس. حدیث:« حسناتُ الابرار ِ سیّئاتُ المقرّبین». و حدیث : « اللهم ارنا الاشیاء کما هی »: خداوندا اشیاء را همچنانکه هست برای ما بنما.3- سعدی : چشم بداندیش که برکنده باد * عیب نماید هنرش در نظر.4- سلطان العارفین بایزید بسطامی قدّس الله سرّه می فرماید: « کُفرُ اهلِ الهِمَّةِ اَشرفُ مِن اسلامِ اهلِ المنيّة » : یعنی؛ کفر اهلِ همّت از اسلام اهل منیّت شریف تر است. (1)
5- در اشعار متقدّمان مضامين وقوع گويي و شبيه آن واسوخت ديده مي شود و بطور مثال در بعضي ازاشعار مولانا جلال الدين محمد بلخي، سعدي شيرازي، حافظ شيرازي، اميرخسرو دهلوی، مولاناعبدالرحمن جامي، اميرعليشير نوايي و ديگران نيز اشعاري شبيه به وقوع گويي به نظر ميرسد، در این سبک های شعری یعنی؛ وقوع و واسوخت شاعر آشکار و بیپرده زبان حال خود را واگویه میکرد .در واسوخت شاعر و عارف دوری جستن و رویگردانی دلداده از دلبر را مدّ نظر دارد. و شاعر به خاطـر شکست در عشق و عدم کامیابی، از استغناء به غناء و از نیاز به ناز روی میآورد و شاعر و عارف مترصّد آن است که با شکوه های او، بلکه معشوق به رحم و مهربانی و توجّه بیشتر روی آورد.
وحشی بافقی:يك بار نام من به غلط بر زبان نراند
ما را شكايت از قلم مشكبار توست***
دراز ديدم بر تو زبان بدگو را
براى مصلحتى يك دو روز دور شدم
حافظ ميگويد:
گرچه ميگفت که زارت بکُشم، ميديدمکه نهانش نظـــري با مـن دلسـوخته بود
سعدی میگوید:
دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست
تا نداننـــــد رقيــبــان که تو منظور منـــي
مولانا ميگويد:
گفتی ز ناز بیش مرنجان مرا برو ***** آن گفتنت که بیش مرنجانم، آرزوست
6- انصاف بده تا در انصاف تو باز است.
- منو نمي بيني خوشحالي؟!
- دستخوش خدا؛... خدا جان دستخوش؛... نامه دادي كه عاشقمي؟! خداجان! آيا اين انصافه كه تو محيط بر مني؛ من نه؟! تو منو ميبيني؛ من نه؟! تو منو ميشنوي؛ من نه؟! تو منو ميبويي؛ من نه؟! تو منو ميچشي؛ من نه؟!---پ . ن (1) :این قول از بایزیدبسطامی: « کُفرُ اهلِ الهِمَّةِ اَشرفُ مِن اسلامِ اهلِ المنيّة » را در یکی از وبسایت هادیده بودم. باز دیشب که منبع این سخن را در اینترنت تحقیق می کردم صفحه ای را پیدا کردم که این قول را به یک عبارت دیگر ، از کتاب « دستورالجمهور في مناقب ابويزيد طيفور » نقل کرده و اینچنین توضیح داده بود:{ ص 246: بايزيد گفت: «كفر اهل الهمة اسلم من ايمان اهل المنة.» [«اهل الهمة» بت پرستاني هستند كه براي تقرب به خدا توجه به بت مي كردند (زمر) و «اهل المنة» كساني هستند كه بر پيغمبر منت مي نهادند كه اسلام آورده اند (حجرات)]. }
لینک مربوطه:
http://www.mirasmaktoob.ir/telex-1034.html
دقّت داشته باشیم که سلطان العارفین بایزید بسطامی در این سخن، کفر را بر اهل همّة (بت پرستان) اثبات کرده و اسلام اهل منّه (منیّت) را مردود دانسته است. و امّا به نسبت اهل همّة، اهل منّة را اقبح و مذموم تر دانسته است. به همین شکل بدیهی است که کفّار و منافقین هم نسبت به هم می توانند بد و بدتر باشند.