سه خاطره ی کوتاه
سه خاطره ی کوتاه
... گفت : من مذهب را قبول ندارم ،
من نماز و روزه را قبول ندارم ، من فقط خدا را قبول دارم ! ...
1- دهه ی 70 ، دانش آموز سوم راهنمایی بودم. نماز جماعت در نماز خانه ی مدرسه ی ما، برگزار می شد. اغلب دانش آموزان نمازخوان بودند، ولی؛ دانش آموزانی هم بودند که در حیاط مدرسه پرسه می زدند و به نماز جماعت شرکت نمی کردند. آن موقع ، معلّمی داشتیم که نمازخوان نبود! یک روز ، او در کلاس درس گفت: « مگر اسلام و قرآن و پیغمبر یکی نیست؟! پس این حنفی و شافعی و حنبلی و ... شاخه شاخه شدن مسلمان، و چهار مذهب مختلف را تحت عنوان اهل سنت و جماعت گنجاندن، یعنی چه؟! ». من آن موقع متوجّه آن سوال شدم، ولی جواب را بلد نبودم. بعدها کتابی خواندم با عنوان« اجتهاد و سیر تاریخی آن از دیدگاه اهل سنّت » نوشته ی « احمد نعمتی» نشر احسان و کتاب دیگری خواندم با عنوان « شناخت تقلید و اجتهاد در پرتو قرآن و سنّت » نوشته ی مفتی محمد تقی عثمانی از علمای معاصر پاکستان و جواب سوال آن معلّم را بلد شدم .
2- چند روز پیش در یک کتابفروشی بودم. یک خانم نیز برای خرید کتاب به آن کتابفروشی آمده بود. او از من اجازه خواست تا سوالی مطرح کند. گفتم: بفرمایید. آن خانم گفت: « حاج آخوند! من دختری دارم که اصلا نماز نمی خواند. » آن خانم ادامه داد: « دخترم تحصیل کرده است. می گوید؛ من فقط خدا را قبول دارم، آن هم به اعتراف عقلم، ولی؛ مذهب و نماز و روزه و این چیزها را قبول ندارم! چرا برداشتها از قرآن و حدیث مختلف است و هر مذهبی یک چیزی متفاوت از دیگری می گوید؟! چرا احکام نماز و روزه ی این مذهب با آن مذهب دیگر فرق دارد؟! » . من به آن خانم گفتم: « معلوم است دختر شما از اصول و مبانی مذهب هیچ نمی داند. و از قرار معلوم او تا حالا با هیچ کارشناس مذهبی توانا، برخوردی نداشته است. در واقع، دختر شما، به معنای تامّ کلمه سردرگم است! با این سخنانی که بر زبان می آورد، با عرض معذرت؛ دختر شما مومن و مسلمان به حساب نمی آید. اگر او به خدا ایمان دارد، باید قرآن و حدیث و مذهب را باور کند. قرآن کلام خداست و خداوند به محفوظ ماندن قرآن از تغییر و تحریف، وعده داده است. در جهان بیش از یک قرآن نداریم و برای هدایت مردم و رها شدن مردم از سردرگمی نازل شده است. قرآن به اطاعت از اولی الامر یعنی تقلید از مجتهد دین، دستور می دهد. تفرقه ی امّت به هفتاد و اندی فرقه را قرآن و حدیث جایز نمی داند. بلکه قرآن و سنّت ، تنها یک فرقه را ناجیه می داند. هیچ کس در میان فرقه ها نباید بلاتکلیف و حیران بماند، بلکه باید در پی یافتن فرقه ی ناجیه از هیچ کوششی دریغ نورزد ... ». آن خانم شماره تماس بنده را گرفت، تا، اگر لازم شد دخترش با من تماس بگیرد.
3- دخترم « انیسه » دانش آموز سوّم ابتدایی است. چند روز پیش، سه دختربچّه از همکلاسی های دخترم « انیسه » به منزل ما آمده بودند. هوا آفتابی بود. هر سه ی آن دختربچه ها بلوز، با آستینهای کوتاه پوشیده و سرلخت بودند. پس از اینکه جواب سلام شان را دادم ، اسم هر یک از آنها را پرسیدم. بعد گفتم: « ببینید بچّه ها ، « انیسه » روسری قشنگ دارد. پیراهن انیسه ، چه قدر قشنگ و بلند و دراز و آستین هایش هم بلند است. بچّه های خوب! شما چرا روسری ندارید و مثل پسرها بلوز آستین کوتاه پوشیده اید؟! » دختربچّه ها کمی خجالت زده شدند و یکی از آنها گفت: « من اصلا پیراهن دراز وآستین بلند ندارم! » گفتم: « بچّه ها شما نماز بلدید؟! » آن دختر بچه گفت: « بله، بله، ما در خانه مان سی دی فیلم آموزش نماز داریم ، .... ». گفتم: « دختر های خوب! وقتی شما نماز می خوانید، مثلا اگر از مچ دست تا آرنج به مقدار یک چهارم و یا از یک تار موی شما به اندازه ی یک چهارم دیده شود ، نمازتان باطل می شود. بچه های خوب! از این پس همیشه پیراهن آستین بلند و روسری بپوشید ». بعد، به آن دختر بچّه گفتم : « دختر خوب! به پدر و مادرت بگو برایت پیراهن تمام قد و آستین بلند ترکمنی تهیه کنند ». خانه و مدرسه و محیط سه عامل اساسی تربیت است.