مناظره من و میکاییل . ج

جناب میکاییل! کجا رفتی؟! بی انصاف چرا متن مناظره را پاک کردی؟! جناب میکاییل! برگرد من هر دو وبلاگ قبلی را ازت میخام. الهی، که وجدان درد بگیری! لطف حق با تو مداراها کند ؛ چون که از حد بگذری رسوا کند!

متن مناظره که در وبلاگ دومم« انه دیلیم» تازه تأسیس بود ، انجام گرفت:


نویسنده: الياس                                                          چهارشنبه 18 آبان1390 ساعت: 21:27

دوست عزيز . جناب آقاي ميكاييل ، برادر من ! حالا كه ، نميخواهي با من بحث و تبادل نظر كني ، آيا بهتر نيست اين قضيه رو و انتقادهاي منو با جناب دكتر ملازاده و مجريان شبكه كلمه مطرح كني . من به آنها انتقادهامو ايميل كردم. ولي نميدانم آنها چرا پاسخ نميدهند، و زير ذره بين نمي برند. 

اكثريت تركمن صحرا معتقد به عرفان و تصوف هستند! و برخي ها در جهان اسلام مانده اند با كشمكش علماي داخل در مذاهب اهل سنت و جماعت چه كار كنند !
 

دوست من به نظر كه لازم است ، دكتر ملّازاده و دكتر كلهر و مجريان ديگر آن شبكه ها اگر ميخواهند واقعا به جهان اسلام خدمت كنند بايد جوابگوي اين چنين انتقادهاي من و امثال بنده باشند.
 
و كاش مي شد آن شبكه ها دعوت كنند امثال "استاد محمّد تقي عثماني" و "استاد رمضان البوطي از سوريه كه اين استاد البوطي به 5 زبان دنيا مسلطه" وووووو ...كه از علماي اهل سنت هستند و معتقد به "عرفان و تصوف هستند و معتقد به توسّل و استمداد از اهل قبور" هستند را در شبكه هاي خود به مناظره دعوت كنند . آيا بهتر نيست؟!
 
و كاش ميشد رأي گيري كرد در جهان و آمار هر يك از جناح مخالفين مشخص مي شد و آنگاه بر اساس" يدالله مع الجماعة "عوام مردم و من خودم را جزئي از آنان ميدانم! به جماعت اكثر مي پيوستيم.
 
ميكاييل جان ! باز اين غلام ، اين جوان مثل خودت ! با تو آماده ي مناظره است. و خواهشا اگر همچنان نميخواهي اين دو وبلاگ را به م پس بدي لا اقل جوابهايي از خودت و يا از دانشمندان پر مدّعاي آن شبكه ها بيار در همين وبلاگ درج كن. و گفتم كه مقالات من چند جاي ديگر هم هست.
 
و من فعلاً تا تكليف من و تو روشن نشه كه ميايي وبلاگهاي منو هك مي كني و من در زمينه ي هك و رايانه تخصص ندارم، از وبلاگنويسي دست بر ميدارم و مدتي مي روم به مطالعات خودم بيشتر كنم. و بعدها كه ممكنه خيلي طول بكشه ، ميام و سايت ايجاد ميكنم. انشاءالله . و گاهگاهي در وبلاگهاي دوستان نظر خواهم گذاشت.
 
راستي ، ميكاييل عزيز! اگه خودت هم وبلاگنويسي، آدرس بده تا ازت استفاده كنيم. و اظهار نظر من و احيانا انتقادهاي منو ببين ! :)
 
و راستي من شك كردم و نميتونم باور كنم تو در ايران ساكن باشي! به هر حال ، اتفاقاتي نه چندان بدي و نسبتاً مهيــّـــــــــــجي رخ داده است. :)
التماس دعا

---------------------------------------


نویسنده: ميكائيل                                                      چهارشنبه 18 آبان1390 ساعت: 23:7

محمد سعيد رمضان بوطي در كتاب گناهان پوشيده اون مرحله از حالت عرفا كه فنا ميگن رو سر تا پا نقص ميدونه و ميگه سيدنا عمر و ابوبكر و ...هيچ گاه همچين مرحله اي رو تجربه نكردن كه از نظر ايمان وخداشناسي خيلي بالاتر بايزيد بسطامي و شيخ عبالقادر گيلاني وغيره بودن

بعد بايزيد وشيخ عبالقادر و.... موحد بودند ومثل تو توسل به مرده ها رو قبول نداشتن

ايه صريح قران كه خداوند به محمد صلي الله وعليه وسلم ميگه كسي كه مرد تو نميتواني اونو بشنواني يعني ديگه رابطه ش با اين دنيا قطع ميشه
ادم عاقل وقتي انسان زنده وروح جسم دارد هيچي از دستش بر نمياد حتي با يك دانه انگور مسموم ميشه وقتي مرد وروح مجرد گشت كه ديگه هيچ قدرتي نداره اونوقت شفا ميده و ههههههه تسلط بر زمان و مكان داره

---------------------------------


نویسنده: الياس                                                            پنجشنبه 19 آبان1390 ساعت: 1:13

سلام

جناب ميكاييل! آن كتاب رمضان بوطي را من نديدم. لطف كنيد دقيقاً شماره ي صفحه ي آن كتاب و ناشرش ‏را براي من بگيد، من بروم پيدا كنم. جناب ميكاييل عزيز! خوب است كه شما بايزيد بسطامي را موحد ميدانيد. ‏ولي "جناب دكتر كلهر" گويا چنين نظري ندارند. و همانطور كه من در متن مقاله ي ماهواره و دين گرايي يا ‏دين زدايي (1) آوردم : جناب دكتر كلهر « ليس في جبّتي الّا الله » از بايزيد بسطامي را نمي پذيرند. و من به ‏نظر جناب دكتر كلهر با استناد به آيه ي قرآن جواب دادم. ميكاييل عزيز ! آيا بايزيد بسطامي را گوينده ي آن ‏سخن و حسين بن منصور حلاج را كه گفته است « أنا الحق» مي پذيريد و آن عرفا را موحّد ميشناسيد؟! نظر ‏جناب دكتر ملازاده درباره ي بايزيد بسطامي و منصور حلاج چيست؟!‏


ادامه دارد

 ادامه از قبل

حتماً سند و مدرك داريد كه مي گوييد: [ " بايزيد وشيخ عبالقادر و.... موحد بودند ومثل توسل به مرده ها رو ‏‏قبول نداشتن " ] لطفاً سند و مدرك خود را مبني بر عدم قبول توسل به اهل قبور، از اقوال و اعترافات آن ‏‏عرفا را براي من بياوريد. ‏

آن آيه اي كه به نظر شما در آن آيه : [ خداوند به محمد صلي الله وعليه وسلم ميگه كسي كه مرد تو نميتواني ‏اونو بشنواني يعني ديگه رابطه ش با اين دنيا قطع ميشه ] ، و در قرآن ، سوره ي اعراف آيه ي 78 و ‏‏79، كه بيان مي كند كه؛ صالح پيامبر(ع) مردگان را مخاطب قرار داده با آنها سخن مي ‏گويد
. ‏ آيا آن آيه نخست با اين آيات متناقض است ؟ من مي گويم قرآن هيچ موقع تناقض ندارد! شما آيه ي ‏نخست را درست معنا نكرده ايد ، به تفاسير معتبر رجوع كن .‏
 
دوست عزيز در مورد سماع اموات و سماع اهل قبور بنده به استناد كتاب شرح العقائد عمر نسفي (رح) كه ‏در حوزه هاي علميه تركمن صحرا از ديرباز تدريس ميشه به تفصيل سخن گفتم . باز آن مقالات (ماهواره و ... )مرور كنيد. ‏

وقتي قرآن عظيم الشأن به صراحت مي گويد: كه حضرت سليمان (ع) از كارگزارانش ‏خواست كه تخت پادشاهي بلقيس ملكه ي سبا در يمن را به بيت المقدّس بياورند. ‏وزير سليمان « آصف بن برخيا» قبل از اينكه سليمان (ع)چشم بر هم نهد آن را حاضر ‏كرد
. ‏ ‏( آیه ی 40 سوره ی النمل) ‏
به نظر شما چگونه عاصف بن برخيا چنان تسلطي دارد كه از مسافتي چند فرسخي آن تخت بزرگ بلقيس را ‏در يك چشم برهم زدن آورده است؟! و با عبارت « أنا آتيك به قبل أن يرتدّ اليك طرفك » در اين آيه عاصف ‏بن برخيا آوردن تخت را به خود اسناد مجازي كرده است! ‏
نعوذبالله كه قرآن افسانه و يا خرافات باشد! و ما همه مي گوييم و اعتقاد داريم قرآن سراسر معجزه است و ما ‏به حقانيت قرآن كلام الهي ايمان داريم به دل و به زبان . ‏
دوست من متن مقاله ي ماهواره و دين گرايي و دين زدايي (1 و 2) را باز نگاهي بينداز و اسناد و مدارك را ‏پي گردي كن . ‏
 

ميكاييل عزيز! اميدوارم همچنان به مناظره ادامه بدهيد.‏

نویسنده: میکاییل                                                         پنجشنبه 19 آبان1390 ساعت: 10:17

نه مدرک ندارم همینجوری یه چیزی گفتم جنابعالی که مدافع این مقوله هستین سند ومدرک بیارین که این افراد توسل به مرده رو قبول داشتن و توصیه نموده اند

موضوع بحث ما توسل به مرده هاست عاصف بن برخیا رو بذارپشت پرانتز
مرتاض هندی هست که قطار رو با یک نگاه نگه میداره و ...... حتما میخوای بگی اولیائ الله هستن
 
شمایه مورد از توسل انبیائ علیهم السلام به اهل قبور و یا سفارش به همچین عملی رو ذکر نمایید
 
شما به یک ایه اشاره نمایید که الله جل جلاله مثلا بگه با واسطه ی مثلا محمد رسول الله یا....مرا بخوانید تا شما رو اجابت کنم

----------------------------

 

الیاس:

با سلام بر جناب ميكاييل عزيز

خداوند ذوالجلال در قرآن كريم آيه ي 89 سوره ي بقره مي فرمايد: « وَلَمَّا جَاءهُمْ 

كِتَابٌ مِّنْ عِندِ اللّهِ مُصَدِّقٌ لِّمَا مَعَهُمْ وَكَانُواْ مِن قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُواْ فَلَمَّا

جَاءهُم مَّا عَرَفُواْ كَفَرُواْ بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّه عَلَى الْكَافِرِينَ ».

در تفسير اين آيه در تفسير قرطبي اين روايت آمده است: ابن عباس (رض) مي گويد: يهود خيبر با قوم غطفان دعوا و جنگ مي كردند ، وقتي كه به هم رسيدند قوم يهود شكست خوردند و سپس اين دعا را خواندند: اللهم إنا نسألك بحق النبي الأمي الذي وعدتنا أن تخرجه لنا في آخر الزمان أن تنصرنا عليهم : « يعني ، خداوندا از تو ميخواهيم به خاطر آن پيغمبر امّي كه به ما وعده داده اي در آخر زمان او را براي ما بفرستي؛ ما را بر آنها نصرت بده و غالب بگردان ». و در مراتب بعدي كه با قوم غطفان روبرو مي شدند اين دعا را مي كردند و بر آنها پيروز مي شدند . و وقتي كه حضرت محمّد(ص) مبعوث شد ايمان نياوردند و كافر شدند كه خداوند اين آيه را نازل فرمود : « و كانوا من قبل ... » .

دوست عزيز ، در اين آيه به توسّل قوم يهود به حضرت رسول(ص) قبل از تولّد مبارك آن حضرت ، تصريح شده است. اگه عربي بلدي ميتوني به تفاسير متعدّدي مراجعه كني و ببيني ذيل اين آيه مفسّرين چگونه تفسير كرده اند.

و راستي از جناب دكتر ملّازاده و مجريان شبكه ي كلمه نيز تفسير و شأن نزول اين آيه را ميتواني سوال كني.    

-------------

دوست عزيز جناب ميكاييل!

1- برويد تحقيق كنيد، روايتي كه از ابن عباس نقل شد، آيا توسّط علما و مجتهدين دين از روايات بني اسرائيلي دانسته شده است يا نه ؟ بهتـــــــــــر است همينجوري حرف نزنيــــــــــــد!!! سنّت و احاديث معتبر يكي از ادلّه ي شرعي ماست.

2- جناب ميكاييل! از حكايت عاصف بن برخيا كه به صراحت در قرآن ذكر شده براحتي نگذريد.

3- در مورد مرتاض هاي هندي، عرض كنم كه ؛ نظر شرع را بايد دانست كه كرامات چگونه تعريف مي شود. جزء معتقدات ديني ماست كه كرامات اوليا حق است، و كرامات اولياي دين با استدراجات بي دينان تفاوت دارد. و شما نمي توانيد و درست نيست كه معجزه و كرامت را با استدراج اختلاط كنيد.

4- برادر من! اگر از ابوحنيفه و ديگر علماي دين در اثبات توسّل به اهل قبور و توسل به ارواح اوليا و انبيا نقل قول مي خواهي، مي تواني تحقيق كني كه حتماً مي يابي!  

5- بنده در مورد حيات جسمـــاني و روحـــــاني شهداء و انبياي الهي در قبـــورشان ، مطالبي در مقاله ي ماهواره و دين گرايي يا دين زدايي (2) نوشتم.

بالاخره شما جناب هكر! دقيقاً آن بخشهايي از نوشته هاي من را كه نمي پذيري براي من مجزّا كن!

دوست عزيز ! برادر من! جناب آقاي ميكاييل جاسكي! از آنچه گذشت تا اينجاي بحث و تبادل نظر بين من و تو ، آيا مي توان نتيجه بگيري كه وبلاگــــهاي مــــــن بايد هك مي شد؟!