جوابيه ما: به كامنت خوجملي

با سلام به خوانندگان عزيز وبلاگ!

اخيراً تبادل كامنتي داشتم در وبسايتاولكاميز ، و چون بخشي از كامنت نهايي بنده در پاسخ به آقاي آمان محمد خوجملي، يك روز بعد از ثبت، توسط مدير سايت مذكور، حذف شده است، برآن شدم تا در اينجا كامنتم را به نمايش بگذارم:

______

جوابيه ما : به كامنت خوجملي

آقاي خوجملي عزيز ! شما در بحث پيشين قاعده اي مطرح كرده بودين كه هر كس در مناظره از پاسخ به سوال مقابل خودداري كند دال بر تسليم او به رأي مقابل است. خُب ! بنابراين قاعده ي شما ، من كه از پاسخ بعضي سوالات شما خودداري مي كنم ، لابد تسليم شما شده ام ! و يا اينكه بنا به قاعده ي مشهوري كه مي گويد:‌ جواب الاحمق سكوتٌ ، با عرض پوزش عرض شود كه من تشخيص داده ام بلانسبت ، شما احمق ، تشريف داريد و من از پاسخ خودداري مي كنم !

و بد نيست اين را هم عرض كنم كه هيچ بعيد نيست بنده به قول شما بر برج عاج خيالي و پوچ به سر مي برم!!!" خوشحال ميشم ، كاربران ديگر هم در بحث ما شركت كنند بلكه بنده متوجه گفته هاي شما بشم.

_______

براي پي بردن به چند و چون بحث ما و خواندن جوابيه ديگر ما - كه خالي از لطف نيست - به كامنت يك كاربر ديگر روي لينك زير كليك كنيد:

كامنت مهمان
د رجواب آقای بهلکه که فرموده بود دختران در9 سالگی می توانند ازدواج بکنند: دختر بچه ای که 9 سال دارد واقعا" هنوز بچه است. واگر عروسک به او بدهی با آن ساعت ها بازی می کند. د ردنیا همگی دختران د ریک سن به بلوغ نمی رسند و بسته به منطقه ی جغرافیایی ،فرهنگ و آداب و رسوم متغییر است.در جاهای سردسیر دختران دیرتر به بلوغ می رسند. و درمناطق گرمسیر زودتر.تنها به سن بلوغ جنسی رسیدن ملاک ازدواج نمی باشد. دختری که می خواهد ازدواج بکند حتما" به سن بلوغ عقلی نیز رسیده باشد وگرنه مشکلات عدیده ای به بار خواهد آمد که آن سرش ناپیداست.چرا سن رأی دادن را 18 سال قرار داده اند؟ علتش آن است که تا قبل از آن به بلوغ عقلی کامل نرسیده اند. یا این که چرا اعدام کمتر از 18 سال ممنوع است . باز هم سن عقلی در این جا مطرح است. چگونه وجدان انسان قبول می کند که دختربه این کم سنی را به ازدواج د ربیاورد(یک سوزن به خود یک جوال دوز به دیگران). به نظر بنده شما به مسائلی که د راجتماع جریان دارد واقف نیستید یا این که خود را به آن را ه می زنید. وقتی که دردی از اجتماعی د رسایت بیان می شود. سریع آن را به دین و مذهب ربط می دهید. و گاهی اوقات طرف مقابلتان را به بی دینی و لا مذهبی متهم می کنید.علت آن به نظرم مطالعه نکردن کتب غیر دینی ( روان شناسی، تربیتی، اجتماعی و ...) است.با این مطالبی که درج می کنید هیچ دردی درمان نخواهد شد. واینکه فرموده بودید خداوند دیکتاتور است. شما قادر و جباری خداوند را بامفهوم دیکتاتور اشتباه گرفته اید. دیکتاتور یعنی این که بدون چون وچرا حرف یک نفر به کرسی بنشیندو بس و مردم هیچ گونه حقی بر سرنوشت خود نداشته باشند. در صورتی که خداوند به انسان عقل داده و ابزار اختیار را به وی عطا کرده است تا خود رابه سعادت برساند.چرا د رقرآن به فکر کردن بها داده شده است . اگر آن طور که شما می گویید خداوند دیکتاتور باشد پس نیازی نبوده است که به مخلوق افضل خود انسان قوه ی تفکر عطا نماید.مطالب فراوان است وصفحه محدود.


جوابيه ما : به دو كامنت

جوابيه ما : به كامنت مهمان

قبلا از شركت شما دوست عزيز در اين بحث ما تشكّر صميمانه ي خودم رو ابراز مي كنم؛

1- دوست عزيز! اگر دقت مي كردي بنده نه سالگي را به شرط درك بلوغ جنسي، براي ازدواج، سنت نبوي و مجاز دانستم. سوال: به نظر شما چرا پيامبر اكرم اسلام (ص) از بدو بلوغ جنسي ازدواج را سنّت دانسته و بر تعجيل به آن تأكيدكرده است؟
2- لطف كنيد زمان بلوغ عقلي!!! را براي ما بطور واضح معيّن كنيد. هر آدمي در چند سالگي به بلوغ عقلي مي رسد؟
3- اصطلاح ديكتاتوري در علم سياست چنين تعريف مي شود كه نوعی قدرت مداری است که مهمترين ویژگی هاي آن‌ عبارت است از:
(1) در کار نبودن هیچ قانون و یا سنّتی که کردار فرمانروا را محدود کند و یا آنکه فرمانروا با قدرت نامحدود خود آنها را زیر پا بگذارد.
(2) انحصار قدرت در دست یک فرد.
و واژه « الجبّار » در قرآن : تفسير جلالين: {ٱلْجَبَّارُ} جبر خلقه على ما أرادَ . و تفسير كشاف :{ٱلْجَبَّارُ} القاهر الذي جبر خلقه على ما أراد، أي أجبره. ( يعني خداوند بر آنچه اراده كند خلق خود را وادار مي سازد ). و تفسير ابن كثير: {ٱلْجَبَّارُ ٱلْمُتَكَبِّرُۚ} أي الذي لا تليق الجبرية إلا له و لا التكبر إلا لعظمته، كما تقدم في الصحيح «العظمة إزاري والكبرياء رادئي فمن نازعني واحداً منهما عذبته» وقال قتادة: الجبار الذي جبر خلقه على ما يشاء.

حكومت ديكتاتوري حاكمان و فرمانروايان زميني، هميشه موجب اشمئزاز و بيزاري مردم و باعث شكايت آنها بوده است. ولي آيا حكومت ديكتاتوري خدا براي مومنين مقبول نيست؟! آيا قانوني هست كه اختيارات خدا را در وضع و نسخ قوانين محدود كند؟! بخوانيد آيه ي قرآن را:
« هيچ مرد و زن مؤمنى را نرسد كه چون خدا و فرستاده‏ اش به كارى فرمان دهند ، براى آنان در كارشان اختيارى (درنگی) باشد و هر كس خدا و فرستاده ‏اش را نافرمانى كند قطعاً دچار گمراهى آشكارى گرديده است.» ( احزاب / 36) . لَا يُسْأَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَهُمْ يُسْأَلُونَ . « در هر آنچه [خدا] انجام مى‏ دهد پرسیده نمی شود و این آنان [= انسانها] پرسیده خواهند شد.» (23 / انبیاء)
اسماء جبّار و متكبّر، هم به فرعونيان و هم به خدا اطلاق مي شود، چرا فرعونيان جبّار و متكبّر نزد مردم منفوراند و امّا مومنين، تسليم محض خداي جبّار و متكبّر هستند؟! دستور خداوند به ابراهيم پدر به ذبح اسماعيل پسر و استقبال با شكوه ابراهيم و اسماعيل بدون اشمئزاز و بدون نفرت ؛ و اطاعت از فرمان الهي از چه سبب بوده است؟!

خوانندگان عزيز؛ مقالات :
1- ذبح پسر توسّط پدر ؛ مظهر ديكتاتوري خدا
2- جبر و اختيار
را در ((( وبلاگ پيش به سوي خدا ))) بخوانيد.

4- دوست عزيز! اتفاقا بنده از آقاي خوجملي ، خواستم از مذهب خود بگويند؛ و موضع خود را به دين مشخص كنند ، و اين درخواست بنده كي انجام شد؟ وقتي كه ايشان با كامنت بنده به مقابله برخاسته بودند، كه در آن كامنت بنده، رأي امام اعظم ابوحنيفه رح در خصوص تارك الصلوة آمده بود. ايشان بنده را ((( طالباني ))) دانستند با كدام منطق؟؟؟
من در بحث پيشين توضيح خواستم ، ولي متأسفانه مدير محترم سايت از ادامه ي آن بحث ممانعت كردند! و آن بحثهاي ناتمام و آن نوشته ها توسط مدير سايت حذف شد!!!


مطالب فوق در وبسايت اولكاميز ثبت شده است: